پیش از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب میکنم. این نکته مهم در کلیه نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانویسهای طولانی و موضوعاتی که باید در مورد آنها توضیح جانبی داد ازجمله:
نامها و مکانها، اصطلاحات متدوال ... و بسیار دیگر، جلوگیری شود؛ نکته مورد نظر:
پیش از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب میکنم. این نکته مهم در کلیه نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانویسهای طولانی و موضوعاتی که باید در مورد آنها توضیح جانبی داد ازجمله:
نامها و مکانها، اصطلاحات متدوال ... و بسیار دیگر، جلوگیری شود؛ نکته مورد نظر:
با رنگ متفاوت از زمینه اصل، و
با حروف کژ، و در پارهای از مواقع،
با خط زیرین مشخص شده است.
خواننده درصورت تمایل به آگاهی بیشتر میتواند بر روی واژه، اصطلاح، نام و یا ... "کلیک" کند تا به «ویکی پدیا» رفته و بر آگاهی خود کمی بیافزاید.
مثلاً اگر شما بر روی نام سلطان محمود غزنوی که به صورت «سلطان محمود غزنوی»
نوشته شده است، "کلیک" کنید، صفحه مورد دلخواه شما باز خواهد شد.
فهرست مطالب در «پراکنده 4»
1. سه گوش نامیمون
2. سندرم استوکهلم
تا خری نباشد؛ خرسواری نیست!
باری؛ در فرهنگ کُهن و نیز، امروزین ایران، به علت استمرار اوضاع مخاطره آمیزِ اجتماعی (بطور پیگیر و مدام)، امنیتِ شخصی مردم بطور پیگیر در خطر میبوده/ بوده و هست. این سیلان و جاری شدنِ تهدیدِ خطر، میزان ضریب ترس را افزایش داده و اهمیت به امنیت را، نزد مردم تا آن حد بالا میبرد که، اهمیت به امنیت، باعث ارج نهادن به قدرت و اطاعتِ همراه با وحشت از بالادست، می گردد.
برخورداری
از قدرت، و کوشش در راه پیروزی بر ترس، تحت تأثیر کارکردِ یکی از ساز - و - کار
دفاعی روانی
بنام
جابجایی
در
نهایت
جایگزینِ
برخورداری از خوشبختی و امنیت میگردد. و مردم این رسم بیمارگونه را روندی معمول میپندارند بدین معنا که کوشش برای کسب قدرت را، تنها راه ترقی و پیشرفت میشمُرند و کاربردها/ کارکرد و کارفرمودهای خود را به سوی این هدف (یعنی به دست آوردن قدرت)، جهت میدهند. از این روی، رفتار هدفمندانه و سلطهجویانه و قدرت طلبانه در سطوح مختلفِ جامعه بارز میشود و لاجرم، یکپارچگی ساختارِ کوشش برای کسب قدرت، بطور عینی در قالب قدرت نهایی، در دست شخص اول مملکت قرار می گیرد.
این
قدرت بهصورت سلسله مراتب و در سطوح پائینتر به دست خوانین، وزیران، اربابان و رؤسا،
کارفرمایان و ... دیگر فرمانبران متجلی میگردد.
در
این دوران رفتار صاحبان قدرت، الزاماً استثمارگرانه است و از چاشنی خصومت، تعیین
تکلیف، امر- و- نهی و اجحاف نیز، بیبهره نیست. اشخاص صاحب قدرت/ منصب و با نفوذ
از این مبادی در جهت امنیت خویش استفاده میکنند. وزیر مجبور است برتری مقام اول
مملکت را بپذیرد، و رؤسا در مقابل وزرا سر تعظیم فرود
میآورد، و دهقانان و کشاورزان و کارگران در مقابل افراد مافوق خود مجبور به اطاعت
و وفاداری هستند. و نزول این ظُلم تا پائینترین سلول اجتماعی (خانواده)، سرایت
کرده، گستردگی خود را، دنبال مینماید. و
وابستگی
اجتماعی - اقتصادی مردم به گروه حاکم، منجر به تسلیم در برابر هرنوع قدرتی
(اسیدپاشی اصفهان فراموش نشود) میشود.
این
شیوه رفتاری یعنی موضعگیری تسلیم و رضا در برابر قدرت را، در داستانها، احادیث،
حکایات، هزلیات، تمثیلات و قصهها و اتل ها/ متلها و متلکهایی که از زمانهای
دور/ نزدیک باقی است، به خوبی میتوان مشاهده نمود و بازشناخت.
فقر
مادی و محرومیتهای اجتماعی نوعی حالت درماندگی و تسلیم در برابر قدرت بالاتر را
در مردم بهوجود میآورد و از آنجا که آنها در دنیای واقعی و زندگانی روزمره
موجبی برای تشویق و دلگرمی و راحت ندارند، دست بهسوی نیروهای شگفت انگیز و
فراطبیعی دراز میکنند.
و
برای جلب رضایتش پیشانی بر زمین میسایند و جای این فرسایش برپیشانی خود را با
افتخار به دیگران نیز نشان میدهند.
آنها ریاضت در پی ریاضت میکشند ولی نه از آفات کاسته میشود و نه از امراض، و نه بر امر بیعدالتی حاکم بر جامعه خدشهای وارد میآید.
در
این هنگام و زمانی که "او" نیز به آنها پاسخی نمیدهد و سعی آنها
دراین خصوص هم بینتیجه میماند، به افیون و مخدر میگروند. و چون بیثمری این را
نیز میچشند، به خط سومی روی میآورند و در برابر فرمان ساختگی سرور خیالی خود
یعنی سرنوشت/ تقدیر تسلیم می شوند. در نتیجه؛ روند ارزشها (نگاه کنید به جامعه بخش نهم ـ جدول طبقه بندی ارزش ها) در جامعه ایران بههمانگونه
که در جدول طبقهبندی ارزشها نیز مشاهده میشود، سهگوش ویژهای را بوجود میآورد. این سه گوش
با فرو بردن چنگالهای زهرآلود خود در پیکربندی فرهنگ این سرزمین، گویی هستی و
کارکرد نامیمون و ناخرسند خود را، جاودانه و ابدی ساخته است.
نتیجه
عینی و وجود کاملاً ملموس این سهگوشِ ناشگون و کارکرد آن در جامعه، مردم را دچار
فالج اندیشه ساخته است. و فرایند روابط اجتماعی بر این اساس قوام میگیرد که:
هر
انسان مطیعی (که بر اثر فقر مادی و محرومیتهای اجتماعی، مطیع شده است) نیازمند آن
است که کسی بر او تسلط داشته باشد و به جای او فکر کند و بر او فرمان دهد که او
چگونه بیندیشد و عمل کند. همچنان که، هر فرد سلطهجو و حاکمی برای کسب قدرت، به
وجود افراد مطیع نیاز دارد.
و
به قول معروف تا خری نباشد؛ خرسواری نیست!
کامکار 2016/02/01
پیرایش، .یرایش و آرایش 2026/07/29
سندرم استوکهلم "Stockholmssyndromet" پدیدهای ست روانی که در آن گروگان حس همدلی و همدردی و احساس دلسوزی نسبت به گروگانگیر پیدا میکند، و در مواقعی این حس وفاداری تا سرحدّی ست که، از کسی که جان/ مال/ آزادیش را تهدید میکند، دفاع نموده و به صورت اختیاری و با علاقه خود را تسلیم متجاوز میکند. علت این عارضه روانی، عموماً یک نوع مکانیزم دفاعی دانسته میشود.
تاریخچه:
عارضه استوکهلم
اصطلاحی ست که پس از سرقت از بانکی در میدان
نورمالمستوری
استوکهلم سوئد، توسط
نیلس بییِهروت
روانپزشک عنوان شد. وی اولین کسی بود که در یک برنامه خبری با هدف ابراز همدردی افراد گروگان گرفته شده با گروگانگیران خود شروع به کار کرد.
او از ابتدا تا انتهای
این گروگانگیری به پلیس مشاوره روانشناختی میداد و به بانک رفت و آمد داشت.
تماس همه جانبه وی در
پوشش خبری نیز، مورد استفاده قرار گرفت.
مشاهدات نیلس
بییِهروت؛ توسط روانپزشک دیگری به نام
دنبال و رسما تعریف و
نام گذاری شد.
باری!
در طی این گروگان گیری
چهار کارمند (سه زن و یک مرد) به مدت شش روز (از تاریخ ۲۳ تا ۲۸ آگوست ۱۹۷۳) به
گروگان گرفته شدند.
زمانی که پلیس محلی در
محل حاضر شد، گروگانگیران در ازاء آزادی گروگانها تقاضای سه میلیون
«کرون» (واحد پول سوئد) کردند.
در طی این شش روز قربانیان وابستگی
عاطفی به گروگانگیران پیدا کردند تا
حدی که از همکاری با پلیس سرباز میزدند و برای تهیه خوراک به بیرون از بانک رفت و
آمد داشتند و حتی پس از آزادی از این مصیبت شش روزه در دفاع از گروگان گیران خود
برآمدند.
پلیس با سوراخ کردن سقف
بانک و پرتاب گازهای اشکآور، سبب شدند تا گروگانگیران تسلیم شوند. این واقعه
دراماتیک 130 ساعت بطول انجامید.
ویژگیهای سندرم
استوکهلم
از آنجایی که این سندرم
برای همه گروگانگیران و گروگانها پیش نمیآید و هر سندرم علائم و مشخصات خود را
شامل است، سندرم
استوکهلم هم از این قاعده مستثنی نیست.
ازایرا،
و با توجه به نظرات متفاوت محققان، فهرست روشنی در این مورد وجود ندارد. اما میتوان
برخی از آنها را برشمرد:
1. همدلی قربانی به گروگان
گیر یا زندانبان
2. خشم و تنفر قربانی نسبت به خانواده، دوستان و مقامات که سعی در
نجات آنها دارند و موفق هم میشوند.
3. پشتیبانی از دلایل و رفتارهای گروگان گیر
4. احساس همدردی زندانبان یا گروگانگیر با قربانی
5. رفتارهای حمایتی قربانی/ زندانی در کمک به گروگانگیر/ زندانبان.
و
... در پنج فیلم مطرح شده در جهان، سندرم استوکهلم مورد توجه قرار گرفته است.
فیلمهای مطرح شده:
1 V for Vendetta (2005)
2 Crouching Tiger, Hidden Dragon (2000)
3 Stockholm (2018)
4 A Perfect World (1993)
5 The Crying Game (1992)
کامکار 2015/08/09
ویرایش، پیرایش و آرایش 2026/07/29














هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر