پیش از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب میکنم. این نکته مهم در کلیه نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانویسهای طولانی و موضوعاتی که باید در مورد آنها توضیح جانبی داد ازجمله:
نامها و مکانها، اصطلاحات متدوال ... و بسیار دیگر، جلوگیری شود؛ نکته مورد نظر:
پیش از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب میکنم. این نکته مهم در کلیه نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانویسهای طولانی و موضوعاتی که باید در مورد آنها توضیح جانبی داد ازجمله:
نامها و مکانها، اصطلاحات متدوال ... و بسیار دیگر، جلوگیری شود؛ نکته مورد نظر:
با رنگ متفاوت از زمینه اصل، و
با حروف کژ، و در پارهای از مواقع،
با خط زیرین مشخص شده است.
خواننده درصورت تمایل به آگاهی بیشتر میتواند بر روی واژه، اصطلاح، نام و یا ... "کلیک" کند تا به «ویکی پدیا» رفته و بر آگاهی خود کمی بیافزاید.
مثلاً اگر شما بر روی نام سلطان محمود غزنوی که به صورت «سلطان محمود غزنوی»
نوشته شده است، "کلیک" کنید، صفحه مورد دلخواه شما باز خواهد شد.
فهرست مطالب در «پراکنده 5»
1. آب گل آلود و ماهی
2. اختلال شخصیت ضداجتماعی
3. زنون
4. تگدیگری
5. اختلال خود زشت انگاری
6. اختلال شخصیت نمایشی
یکی از خصوصیات فرهنگ کهن ایران این بوده است که:
«از
آب گلآلود ماهی بگیرد.»
این ضربالمثل بیشتر دلالت بر
افراد سودجو و منفعتطلب دارد.
داستان این ضربالمثل از این
قرار است که:
مرد
ماهیگیری، در حال ماهیگیری از رودخانهای بود. تور ماهیگیری خود را به میان جریان
آب قرار داده بود.
همزمان
ریسمانی را هم در آب قرار داده بود که تکه سنگی به آن وصل بود. آن ریسمان را تکان
میداد و آب را گلآلود میکرد.
رهگذری او را در این حال میبیند
و به ماهیگیر میگوید:
«...
ـ این چه کاری است که میکنی؟
ـ
این آب آشامیدنی است و تو با این کار آن را آلوده میکنی و دیگر برای ما قابل
استفاده نیست!؟»
ماهیگیر
اما در جواب میگوید:
«...
ـ من هم مجبورم، میخواهم ماهی بگیرم که از گرسنگی نمیرم. با این کار و تکان دادن
این ریسمان آب گلآلود میشود، و ماهیان راه خود را گم میکنند و در دام من گرفتار
میشوند.»
این
ضربالمثل کنایه از افرادی است که از موقعیتی خراب و آشفته سوءاستفاده میکنند و
منفعت خود را میطلبند.
در
حکومت آتی (به هر شکل آن) همین آش است و همین کاسه!
میپرسید چرا؟
روشن
است به علت پایین بودن ضریب هوشی نزد ایرانیان! و با این زیربنا (ضریب هوشی کم)،
درایت و توانایی نیک از بد، در سطح پایین قرار میگیرد و کارهای جاری بیشتر با عدم
موفقیت توام است تا موفقیت.
کامکار 2019/01/16
ویراش و پیرایش و آرایش 2026/08/05
Antisocial personality disorder یا ASPD
مشخصه
این اختلال، اعمال مداوم ضد اجتماعی یا خلاف قانون است، اما این اختلال مترادف با
بزهکاری نیست.
بیماران
مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی هیچ وقت راست نمیگویند و هرگز نمیشود
به آنها اعتماد کرد که وظیفهای را درست انجام دهند یا اساساً بههیچ یک از ملاکهای
متعارف اخلاق پایبند باشند.
لاابالیگری
جنسی، همسر آزاری، کودک آزاری، و رانندگی در حین مستی، اتفاقاتی شایع در زندگی این
گونه بیماران است و چیزی که خیلی مشهود است، این است که آنها هیچ وقت از کارهای
خود پشیمان
نمیشوند.
اختلال
شخصیت ضداجتماعی را باید از رفتار جنایی که برای کسب منفعت صورت میگیرد، متمایز
کرد، زیرا با ویژگیهای شخصیتی شاخص این اختلال همراه نیست. رفتار ضداجتماعی
بزرگسالان را میتوان برای توصیف رفتار جنایی، پرخاشگرانه یا سایر رفتارهای
ضداجتماعی به کار برد که مورد توجه بالینی قرار میگیرند، ولی با تمام ملاکهای
اختلال شخصیت ضداجتماعی مطابقت نمیکنند.
صفات
شخصیتی ضداجتماعی، تنها هنگامی بهعنوان اختلال شخصیت ضداجتماعی تلقی میشوند که
انعطاف ناپذیر، ناسازگارانه و پایدار بوده و موجب اختلال کارکردی یا پریشانی ذهنی
قابل ملاحظه شوند (DSM-IV-TR.2000).
معیارهای DSM-5
الف) فرد تقریباً در هیچ یک از جنبههای
زندگی به حقوق دیگران احترام نمی گذارد و آنها را نقض میکند. این رفتار از ۱۵ سالگی
شروع شدهاست، و سه مورد (یا بیشتر) از موارد زیر آن را نشان میدهند:
1. فرد با پیش نگرفتن رفتارهای
قانونی، هنجارهای اجتماعی را رعایت نمیکند، و این موضوع را تکرار ارتکاب اعمال
مجرمانهای که به دستگیری او منجر میشوند نشان میدهد.
2. مکار و فریبکار است، و این موضوع را
دروغگوییهای مکرر، استفاده از نامهای مستعار، یا کلاهبرداری از دیگران به
منظور سودجویی شخصی یا لذت بردن نشان میدهند.
3. فرد بدون فکر و بلافاصله بر اساس امیال
ناگهانی خود عمل میکند یا نمیتواند از پیش برنامه ریزی کند.
4. زود رنج، زودخشم، و تحریک پذیر، یا
پرخاشگر است، و این موضوع را تکرار دعواها یا تهاجمهای فیزیکی نشان میدهند.
5. با کارهای خطرناکی که انجام میدهد،
ایمنی خود یا دیگران را رعایت نمیکند.
6. تقریباً در همه امور بی مسئولیت است، و
این موضوع را تکرار قانون شکنیها در محل کار یا رعایت نکردن مسئولیتهای مالی
نشان میدهند.
7. پشیمانی و عذاب وجدان ندارد، و این موضوع
را بیتفاوتی او نسبت به ناراحت کردن دیگران، بدرفتاری با آنها، یا دزدیدن اموال
آنها، یا تلاش برای توجیه این اعمال، نشان میدهند.
ب) فرد حداقل ۱۸ سال
سن دارد.
پ) شواهد موجود نشان میدهند که
فرد اختلال سلوک/رفتار و کردار دارد و شروع آن قبل از ۱۵ سالگی
بودهاست.
ت) رفتار ضد اجتماعی صرفاً در طول
اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی روی نمیدهند.
دانستن نکات زیر در چگونگی رعایت
وضعیت اجتماعی و چالشهای آن از ضروریات است.
مشاوره برای اختلال شخصیت ضداجتماعی:
رویکردهای مؤثر برای برنامه ریزی درمانی
impact
on society
تأثیر بر جامعه
challenges
in treatment
چالشهای درمان
dignosis
تشخیص
therapeutic
apptoaches
رویکردهای درمانی
core
traits
ویژگیهای بنیادین
common
behaviors
رفتارهای رایج
Prevalence
شیوع
comorbid
vonditions
بیماریهای همزمان (یا
بیماریهای همراه)
کامکار
2019/02/23
ویرایش،
پیرایش و آرایش 2026/08/05
(حدود ۴۹۰–۴۹۵ پ. م)
در
الئا جنوب ایتالیای کنونی (حدود ۴۳۰ پ. م) فیلسوف و ریاضیدان
یونان باستان که ارسطو وی را بنیانگذار دیالکتیک نامیدهاست. او شاگرد و دوست
پارمنیدس و پیرو و مدافع سرسخت مکتب الئایی بود. مکتبی که بر ثبات و یکتایی واقعیت
و بیپایه بودن دانش حسی در مورد کثرت و تغییرپذیری تأکید داشت.
زنون
بیشتر
به خاطر پارادوکسهایی مشهور است که در دفاع از مکتب الئایی و عقاید استادش
پارمنیدس مطرح کردهاست.
پارادوکسهای
زنون
اگر حرکت واقعیت داشته باشد، انتقالی است از یک نقطه به نقطهٔ دیگر.
پس
هرگاه میان این دو نقطه یک خط بکشیم، خواهیم توانست آن را به دو نیم کنیم، و آن
نیمه را نیز به دو نیم و همین کار را بر نیمههای دیگر؛ و آنچنان اینکار ادامه
خواهد یافت که پایانی نداشته باشد. پس میان این دو نقطه از اجزای بیشمار
تشکیل شدهاست، که یک جسم هنگام حرکت باید از بیشمار قسمت عبور کند، که اینکار به
زمان بینهایت احتیاج دارد؛ و بنابراین حرکت هیچگاه انجام نخواهد شد.
او با
پارادوکسهای
معروف خود (مانند
پارادوکس آشیل و لاکپشت) که ثابت میکردند حرکت توهمی بیش نیست، شناخته شد.
پارادوکس (تناقض) گزاره یا موقعیتی است که کاملاً غیرممکن یا متناقض به نظر میرسد، اما با تأمل دقیقتر ممکن است درست یا منطقی از آب درآید. این کلمه از زبان یونانی گرفته شده و به معنای «خلاف انتظارات ما» است.
ارسطو او را بنیانگذار
دیالکتیک میدانست.
یکی دیگر از پاردوکسهای
زنون:
شما
که میگویید:
«...
ـ خداوند قادر متعال است»
«...
ـ آیا او میتواند سنگی بیافریند که خود نتواند آنرا بلند کند؟»
که پاسخ هرچه باشد بر ناتوانایی «او» دلالت کند.
کامکار 2020/09/05
ویرایش، پیرایش و آرایش 2025/08/05
پایگاه جامعه در روند گردش اقتصادی و فرهنگی آن، همراه با ملغمه ادیان و مذاهب؛ صورت ویژهای را ساختار است که انعکاس آن بهدور از زمان و مکان در تمامین ادیار و اعصار وجود داشته است.
یکی
از کارهایی که در مسلک صوفیان، بهعنوان عملی خوب و مثبت انجام میگرفت، گدایی و تکدیگری بود
که سران صوفیه، پیروان خود را به ترک اشتغال و عمل گدایی فرا میخواندند.
شیخ
باخرزی متوفای 736 هجری، در مثبت نشان دادن چهرهی گدایی و دریوزگی، میگوید:
«... ـ درخواست کمک از دیگران و دست
دراز کردن به سوی افراد، اساساً همیاری در تقوا و نیکی است، نه تگدیگری.» [اورادالاحباب،
ج 2 ، ص19.]
در
تأیید و پافشاری این اندیشه و رفتار ویژه ابوسعید ابوالخیر نیز میگوید:
«... ـ به خدمت درویشان مشغول شدیم
و زنبیلی برمیگرفتیم و بدین مهم قیام مینمودیم و خاک و خاشاک بدان زنبیل بیرون
میبردیم؛ چون مدتی بر این مواظبت کردیم و این ملکه گشت، از جهت درویشان به سؤال
(گدایی) مشغول شدیم که هیچ سختتر از این ندیدیم بر نفس.» [اسرار التوحید، ابوسعید
ابوالخیر، نشر امیرستان، تهران، 1378 ش، ص 34.]
و
اگر
گمانم درست بوده باشد!
نباید
فراموش کنیم؛؛؛ تگدیگری و بیان/ ابراز نیازمندی یکی از مراحل عرفان است.
صوفیان
در تصوف هفت "مقام"
تصور کردهاند از این قرار:
1) مقام
توبه
2) ورع
3) زهد
4) فقر
5) صبر
6) رضا
7) توکل.
و
ده "حال" از
این قرار:
1) مراقبه
2) قرب
3) محبت
4) خوف
5) رجا
6) شوق
7) انس
8) اطمینان
9) مشاهده
10) یقین.
و
میبینید
که در مقام چهارم "فقر"
و بیان آن است که با «تگدیگری» ابراز میگردد.
و
این پدیده از هندوئیسم، هندوگرایی یا آئین هندو
و
آیین بودا یا آیین بودایی، بودیسم
وعرفان
مسیحیت در چندین صد سال پیشین راهی ایران شده است.
و
تا زمانی که ریشههای عرفان در ایران خشک نشود و اشعار مولانا، شبستری، عطار و بهوِیژه
حافظ و دیگر عارفان بین ایرانیان زمزمه شود و توسط خوانندگانی چون شهرام ناظزی/
شجریان و ... خوانده شود این رسم و سنت، بین ایرانیان رواج خواهد داشت.
و
ملاها/ آخوندها و دستگاه حکومتی کنونی ایران، با این پدیده آشنایی کامل دارند و آن
را نیک میدانند و از آن بهنفع خود استفاده میکنند.
کامکار 2020/09/11
ویرایش،پیرایش و آرایش 2026/08/04
آیا اختلال بدریختانگاری بدن یک
بیماری روانی است؟
رنج ناشی از بد شکلی هراسی یک
انحراف پنداری ست.
بدین معناست که شما دارای تصویری
بدشکل/ بدریخت
از بدن خود هستید؛ و تجربۀ تحریف و
عجیب بودن ظاهر خود را دارید.
یکی از علائم ساده و پیش پا افتاده
در این انحراف پنداری
آن است که، شما بیش از حد معمول تمرکز اجباری روی شکل ظاهری خودتان دارید که اغلب
منجر به صرف زمان زیادی برای بررسی ظاهر و تلاش برای مخفی کردن بدشکلی/ بدریختی
بدن میشوید. معمولاً مبتلایان به این "انحراف پنداری"، از
ملاقات با افراد دیگر اجتناب میورزند و هراس از آن دارند که این بدشکلی/ بدریختی
را دیگران ببیند و یا کشف کنند.
اختلال
خود زشت انگاری
BDD - Body Dysmorphic Disorder
این
نگرانی با دادن اطمینان خاطر و راهنمایی و توصیه رفع نمیشود.
هم مبتلا
هستند.
اختلال
اجباری (OCD)،
اختلال
اجتماعی (Social Anxiety
Disorder)، اختلال
اظطراب عمومی(GAD) و
اختلالات
خوردن، مثل
Anorexia Nrevosa
یا
بولیمیا
با اختلال خودزشت انگاری در ارتباط نزدیک یا در مواردی همپوشانی دارند.
خودزشت
پنداری به وسواس شباهت دارد و حتی اخیرا در طیف اختلالات وسواس طبقه
بندی شده است، مثلا فرد ممکن است به صورتی "وسواس ـ گونه" برای
شانه زدن و آرایش موی خود وقت زیادی صرف کند و مراحل مشخصی را انجام دهد و هرگونه
تفاوت هر چقدر جزئی با آنچه مد نظر فرد است او را نگران و برآشفته کند.
علت
خودزشت پنداری روشن نیست، اما بررسیها نشان میدهد که کسانی که در بچگی یا
نوجوانی مورد تحقیر، تمسخر، آزار یا سوءاستفاده جنسی قرار گرفتهاند و
پایینی
دارند بیشتر از دیگران به این اختلال دچار میشوند.
مبتلایان
به خودزشت پنداری ممکن است از احساس گناه نیز عذاب بکشند، به سوء مصرف مواد مخدر
روی بیاورند یا به خود آسیب بزنند (تیع زنی).
میزان
نیز در
مبتلایان به میزان قابل توجهی بیشتر از جمعیت عادی است.
اختلال
خودزشت پنداری بیماری درمان پذیری است
نشانههای
مبتلایان به خود زشت پنداری :
- دائم ظاهر خود را با دیگران (یا با مدلهای
نشریات و هنرپیشهها) مقایسه میکند.
- وقت زیادی جلوی آینه میگذراند یا از آینه فرار میکند.
- وقت
زیادی صرف میکند که نقصی را که در ظاهرش (معمولا صورت) میبیند مخفی کند.
- در جمع
احساس ناراحتی و اضطراب دارد و از محیطها و شرایط اجتماعی پرهیز
میکند.
ـ در مراجعه
برای درمان یا درخواست کمک اکراه دارد چون میترسد به او برچسب سطحی بودن زده شود.
- دیگران
ممکن است او را خودشیفته و مجذوب خود یا سطحی ببینند.
- ممکن
است در رژیم یا ورزش افراط کند.
- ممکن
است در آرایش افراط کند و وقت بسیاری صرف آرایش موی خود کند.
- بیشتر
این افراد نقص را در صورت خود میبینند، بینی، دهان، چشم، گونه، ابرو، چانه یا لب
و دندان.
ـ برای برطرف کردن نقصهای برشمرده در بند بالا، به عمل
جراحی های پیگیر میپردازند.
ـ دیگر اعضای بدن مثل سینهها یا اندامهای تناسلی در
درجه بعدی هستند.
ـ بعضی ممکن است خود را زیادی چاق یا زیادی لاغر ببینند
یا خود را به خصوص از نظر جنسی فاقد جذابیت و زیبایی بدانند.
ـ برخی مشاغلی که به ویژگیهای بدنی ارتباط دارند شاید فرد
را بیشتر در معرض خودزشت پنداری قرار دهند. هنرپیشهها، مدل ها (مانکنها)،
بدنسازها و امثال آنها از این نظر بیشتر در معرض هستند.
ـ کمال گرایی
و ترس از تنها و منزوی بودن هم در این افراد بیشتر دیده میشود و مثلا فکر میکنند برای دوست یا همسر پیدا کردن باید ویژگی های جسمانی خاصی داشته باشند.
موثرترین
راه درمان خودزشت پنداری درمان دارویی با داروهای ضد اضطراب است.
کامکار 2021/06/18
ویرایش، پیرایش و
آرایش 2026/08/04
Histrionic personality disorder
اختلال شخصیت نمایشی
(هیستریونیک) یک بیماری روانی است که با توجهخواهی مداوم، رفتارهای
اغراقآمیز هیجانی و احساسات سطحی شناخته میشود. این مشکل معمولاً از اوایل بزرگسالی شروع میشود و فرد همیشه میخواهد مرکز
توجه باشد.
این
گونه افراد، تحریکپذیر و هیجانیاند و رفتاری پررنگ و لعابدار، نمایشی و
برونگرایانه دارند و جهان را صفر تا صد میبینند.
اما
علیرغم رفتار متظاهرانه و پر زرق و برقی که دارند، اغلب نمیتوانند دلبستگی عمیقی
را به مدت طولانی حفظ کنند. این بیماران، خود را همتای برترین
میدانند
(تقلید بسیارزیاد از لباس و آرایش آنها) و همواره ستاره متظاهر مجلس بوده، و با دلربایی،
جذابیتهای ظاهری، و اغواگری و عشوهگری میکوشند در کانون توجه باشند.
آنان
هیجانها و روابطی پرشور، ولی در عین حال سطحی و پیوسته در حال تغییر دارند. آنان
مثلاً با فخر فروشی دربارهٔ داشتن سهام سازمانهای بزرگ یا مهارتهای ورزشی یا
هنری، میکوشند توجه دیگران را به خود جلب کنند.
علایق
و نگرشهای آنان به سهولت تحت تأثیر دیگران یا نقشی که هماکنون ایفا میکنند،
قرار میگیرد. آنان به سرعت، روابط صمیمانه پرشوری را برقرار میکنند، ولی به سرعت
خسته شده و احساس میکنند که قدرشناسی کافی از آنان به عمل نیامده است.
ملاکهای DSM-IV-TR در مورد اختلال شخصیت نمایشی:
احساساتی
بودن و توجه طلبی مفرط به صورت الگویی نافذ و فراگیر که از اوایل بزرگسالی شروع
شده باشد و در زمینههای مختلف تظاهر مییابند.
و
وجود
لااقل پنج تا از موارد زیر لازم است:
1) در
موقعیتهایی که مرکز توجه نیست، ناراحت باشد و در رنج و مشقت به سر برد.
2) مشخصه
تعاملش با دیگران، رفتار نامتناسب به صورت اغواگری جنسی یا تحریککنندگی جنسی
باشد.
3) ابراز
احساساتش بهسرعت تغییر کند و سطحی باشد.
4) همواره
از ظاهر جسمی خود برای جلب توجه دیگران استفاده کند.
5) سبک
تکلمش به نحوه افراطی مبتنی بر حدس و گمان و فاقد جزئیات باشد. گفتار مبهم و قضاوت سطحی (Impressionistic) میباشد.
6) خود
نما و نمایشی باشد و در ابراز احساسات مبالغه کند.
7) القا
پذیر باشد، یعنی به راحتی تحت تأثیر افراد یا موقعیتها قرار گیرد.
8) روابط
را خودمانیتر از آنچه واقعاً هستند، بهپندارد.
راههای درمان
- رواندرمانی (گفتگو درمانی CBT)؛
بهترین روش برای
شناخت افکار و رفتارهای نادرست است.
- دارودرمانی؛ دارو مستقیماً اختلال را درمان نمیکند،
اما برای کاهش مشکلات همراه، مثل افسردگی یا اضطراب کمک کننده است.
کامکار 2025/03/30
ویرایش، پیرایش و آرایش
2026/08/04





















