پیش از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب میکنم. این نکته مهم در کلیه نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانویسهای طولانی و موضوعاتی که باید در مورد آنها توضیح جانبی داد ازجمله:
نامها و مکانها، اصطلاحات متدوال... و بسیار دیگر، جلوگیری شود؛ نکته مورد نظر:
پیش از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب میکنم. این نکته مهم در کلیه نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانویسهای طولانی و موضوعاتی که باید در مورد آنها توضیح جانبی داد ازجمله:
نامها و مکانها، اصطلاحات متدوال ... و بسیار دیگر، جلوگیری شود؛ نکته مورد نظر:
با رنگ متفاوت از زمینه اصل، و
با حروف کژ، و در پارهای از مواقع،
با خط زیرین مشخص شده است.
خواننده درصورت تمایل به آگاهی بیشتر میتواند بر روی واژه، اصطلاح، نام و یا ... "کلیک" کند تا به «ویکی پدیا» رفته و بر آگاهی خود کمی بیافزاید.
مثلاً اگر شما بر روی نام سلطان محمود غزنوی که به صورت «سلطان محمود غزنوی»
نوشته شده است، "کلیک" کنید، صفحه مورد دلخواه شما باز خواهد شد.
فهرست مطالب در «پراکنده 12»
1. مکانیسم روانی انکار
2. از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه میبرد
یک
روانشناختی است که در آن فرد از پذیرش
واقعیتها، افکار یا رویدادهای ناخوشایند، استرسزا و دردناک امتناع میکند تا از
اضطراب شدید آن در امان بماند.
ویژگیهای اصلی انکار
- حفظ آرامش موقت: ذهن با
رد کردن واقعیت، تلاش میکند انسجام روانی خود را در برابر ضربههای ناگهانی
حفظ کند.
- واکنش ناخودآگاه: این
فرایند معمولاً بهصورت غیرارادی انجام میشود و فرد متوجه نیست که در مسیر تحریف واقعیت گام
بر میدارد.
- پاک کردن آگاهی: رویدادهای
بیرونی یا احساسات درونی از بخش خودآگاه ذهن مسدود و به بیرون رانده میشوند.
نشانههای انکار
- انکار و نپذیرفتن وقوع یک اتفاق
- خودداری از صحبت درمورد موضوع مدنظر
- تلاش برای توجیح رویدادها
- نپذیرفتن مسئولیت
- پافشاری بر یک رفتار با وجود پیامدهای منفی
- تعویق پرداختن به مسائل
- اجتناب از فکرکردن
- ردکردن نظرات دیگران
- تلاشنکردن برای رفع مشکل
- احساس درماندگی
*******
آوردند:
«جمهوری اسلامی یک رژیم
ایرانی نیست، بلکه فرقه تبهکارخارجی ست که به ایران حمله کرده و حاکم بر کشور شده.
بنابراین وظیفه ارتش
ملی ایران است که این دشمن را ازایران اخراج کند.»
*******
فاجعه زمانی ست که ما انکار میکنیم که این
افراد ایرانی هستند.
انکار جز ناسالمترین و غیر انطباقیترین
مکانیزمهای دفاعی است.
فرد پارهای و یا بهکلی واقعیت بیرونی را
سد میکند.
هرچند شاید بهطور موقت فرد از اضطراب
نجات پیدا کند ولی هزینهای که برای این موضوع میپردازد بسیار سنگین است.
برای مثال، فرد مبتلا به بیماری لاعلاج، شاید قریبالوقوع بودن مرگ را انکار میکند.
والدین کودکی که مرده است، امکان دارد با؛ بدون تغییر نگهداشتن اتاق او، فقدان وی
را انکار کنند. در نمونههای شدیدتر فرد بهطورکلی در دنیایی خیالی زندگی میکند.
انکار بیشتر متوجه
واقعیت بیرونی است.
مکانیزم انکار جز
مکانیزمهای غیر انطباقی و آسیبزا ست. این نوع مکانیزم توانایی کنار آمدن با
تهدیدات واقعی را از فرد سلب کرده و درک واقعیت را ناممکن میسازند. فرد در این
حالت واقعیت را بازآفرینی و بازآرایی میکند. از نگاه ناظر استفاده از این دفاعها جنونآمیز و
نابخردانه است.
یکی از مکانیزمهای دفاعی بیمارگونه هنگام
مواجهه با رویدادها و شرایط ناگوار، مکانیزم انکار است. انکار به معنای خودفریبی
و فرار از واقعیت دردناک است.
و
مصیبت، نکبت و محنت زمانی خانمان سوز و
ویرانگر خواهد بود که؛ اکثر مردم جامعهای همچون ایران دچار مکانیسم دفاعی روانی انکار
شوند. زیرا که زخم این مصیبت سالهای سال پابرچا خواهد ماند و التیام و بهبود نمییابد.
به قول مولانا:
تا دمی از هوشیاری وارهند
ننگ خمر و زمر بر خود مینهند
میگریزند از خودی در بیخودی
یا به مستی یا به شغل ای مهتدی
و
به قول حافظ
هر که شد "محرم دل" در حرم یار
بماند
آن که این کار ندانست در
"انکار" بماند
*******
انکار باعث میشود ما درد نکشیم اما این
چاره دردهای ما نیست، انکار همانند مخدری است که سبب میشود بیمار از بیماری خود غافل شود،
هر چه بیماری پیشرفت میکند معتاد میزان مخدر خود را افزایش میدهد و این فرایند
باعث میشود که زمان طلایی
(golden TIME) پایمال شده و از دست بشود.
مثالهای رایج
v فردی که با خبر بیماری وخیم خود یا عزیزش مواجه میشود، آن را کاملاً دروغ یا
اشتباه آزمایشگاهی میداند.
v دندانی با پوسیدگی سطحی به معالجه ریشه نیازمند شود،
v نوزاد دچار کم کاری تیروئید دچار عقب ماندگی ذهنی شود، یا
v فرد سیگاری دچار برونشیت مزمن و کورپولمونار گردد.
پس از آن، درمان دشوار و پرهزینه و گاهی
اوقات غیر ممکن میگردد!
v در پاسخ به دردهای مشترک و مشکلات کلان اجتماعی نیز، گاهی لطیفهگویی چیزی جز
فرایند انکار نیست. بردههایی که بهجای اتحاد و نافرمانی در مقابل ستم بردهدار
دور هم مینشینند و به انحناهای بدن بردهدار میخندند تفاوتی با معتادی ندارند که
به جای رسیدگی به علت دندان دردش دوز تریاکش را افزایش میدهد!
مثالهای رایج در روانشناسی (مکانیسم
دفاعی انکار)
v انکار بیماری:
من مریض نیستم، این فقط
یک سرماخوردگی ساده است، در حالی که فرد به بیماری جدی مبتلاست.
v انکار شکست یا جدایی:
فردی که نامزدیش به هم
خورده، همچنان طوری رفتار میکند که انگار رابطه برقرار است.
v انکار اعتیاد:
من معتاد نیستم؛ هر وقت
بخواهم میتوانم مصرف را کنار بگذارم.
مثالهای رایج در گفتگوی روزمره (انکار اتهام یا واقعیت)
v انکار انجام کار:
شکستن گلدان کار من
نبود!
v من شیرینی در یخچال را نخوردم (کودک شش ساله)!
انکار به معنای نپذیرفتن یک واقعیت تلخ،
رویداد ناخوشایند یا اتهام است که در روانشناسی، ادبیات و گفتگوی روزمره کاربرد
دارد.
روانشناسان بر این باورند که انکار یک
کامکار 2026/08/06
از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه میبرد!
آدمی گهگاه به چنان سختی و دشواری گرفتار می شود كه رنج و مصیبت سهل و سادهتر
از مصیبت اولی را، فوزی عظیم میداند.
عقرب جراره در لغت به نوعی عقرب زرد، بزرگ و بسیار سمی گفته میشود که دم خود
را هنگام حرکت روی زمین میکشد. واژه «جراره» به معنای کشنده بر روی زمین
است.
معنای لغوی و زیستشناسی
- ویژگیها: عقربی
درشتجثه و با زهر بسیار خطرناک.
- نامگذاری: واژه
«جراره» به معنای کشندهشونده یا چیزی است که روی زمین کشیده میشود؛ زیرا
این عقرب دم خود را روی زمین میکشد.
کاربرد در ضربالمثلها و ادبیات دینی
این اصطلاح بیشتر در ضربالمثل معروف:
از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه میبرد استفاده میشود.
- مفهوم ضربالمثل: این
عبارت برای توصیف وضعیتی به کار میرود که فردی برای فرار از یک شر،
خطر یا مصیبت، به ناچار به پناهگاهی خطرناکتر یا مصیبتی بزرگتر پناه
میبرد.
مار غاشیه در باورهای اسلامی و ادبیات فارسی، ماری بسیار ترسناک و عظیم که در
جهنم ساکن است و گناهکاران را عذاب میدهد.
ویژگیهای مار غاشیه
- محل سکونت: در
روایات و متون قدیمی، دوزخ و طبقات زیرین آن به عنوان جایگاه این مار ذکر شده
است.
- ظاهر افسانهای: در
برخی منابع عامیانه و تفاسیر قدیمی، برای آن سرها و چهرهای بسیار هولناک
توصیف شده است.
ریشه در ضربالمثلها
این نام بیشتر در ضربالمثل معروف" از ترس عقرب جراره به مار غاشیه
پناه میبرد." کاربرد دارد. این ضربالمثل زمانی استفاده میشود که شخصی برای
رهایی از یک شرایط سخت، خطرناک یا یک فرد آزاردهنده، به موقعیت یا موجودی به همان
اندازه بدتر یا خطرناکتر پناه ببرد.
معنی واژه «غاشیه» در
برابر با زینپوش و پوشش زین است.
معانی و کاربردهای دیگر غاشیه
- معنی لغوی: پوشاندن
و فراگرفتن.
- نام روز قیامت: یکی از
نامهای روز قیامت در قرآن (سوره هشتاد و هشتم) به دلیل اینکه حوادث آن
همه را در بر میگیرد.
- غاشیهدار: به
معنی خادم، مطیع و فرمانبردار.
آورده اند كه:
مراد از مار غاشیه، همان مار قیامت و رستاخیز است، یعنی ماری است كه در جهنم
به سر میبرد، تا به فرمان خدای تعالی، گناهكاران را عذاب دهد.
آری در جهنم یا دوزخ، مراتب و درجاتی بهتناسب شدت و ضعف جرم گناهكاران در نظر
گرفته شده است كه آنرا هفت طبقه و بیشتر میداند از قبیل:
حجیم، جهنم، سقر، سعیر، نطی، هاویه، خطمه، سكران، سجین و بالاخره ویل كه چاهی عمیق و بی
انتها ست و در قعر جهنم قرار دارد به روایتی طبقه هفتم جهنم را تابوت نامیدهاند كه
در این مورد چنین نقل شده است:
از اوصاف جهنم پس از
گرزهای آتشین و شعلههای مداوم آن كه معصیتكاران پیوسته در آن میسوزد و پس از خاكستر شدن
دوباره زنده میشوند یكی هم مراتب و درجات آن ست كه به گناهكاران بزرگ اختصاص مییابد.
جالب توجه آنکه:
طبقه هفتمین تابوت
جای مجروحین/ معلولین و بدعتگزاران است.
جهنم که در آن عقربی به نام عقرب جراره و ماری به اسم مار غاشیه وجود دارد كه
تا هفتصد سر برای او معلوم كردهاند. اما با این همه، عقربهای آن چنان الیم
(دردناک و دردگین) است كه جهنمیها از زحمت آنها پناه به مار میآورند...
حالا باید دید عقرب جرارهٔ عالم عقبی چیست كه گناهكاران از ترس و وحشت نیش دم
كج و معوجش، به مار غاشیه پناه میبرند و آغوش این مار كذایی را مأمن و ملجاء خویش
قرار میدهند.
به قول امیرقلی امینی:
" از ترس بدتر به بد، و از ترس شریر تربه شریر پناه می
برد."
که در این مورد شاهد مثال زیاد است و خواننده این مقاله نظایر آنرا
قطعأ شنیده و یا خود لمس کرده است.
لغت غاشیه اصولا به معنی زینپوش اسب آمده است. و همچنین به معانی
مطیع و فرمانبردار و درد بیماری شکم در لغتنامهها نقل شده است ولی در عبارت مثلی
بالا به استناد آیه "هل اتیک حدیث الغاشیه" از سوره 88 قرآن، معانی آتش و آتش دوزخ و به عبارت اخری قیامت و
رستاخیز از آن افاده میشود و با این تعریف و توصیف چنین نتیجه میگیریم که مراد
از مار غاشیه همان مار قیامت و رستاخیز، یعنی ماری است که در جهنم به سر میبرد تا
به فرمان خدای تعالی گناهکاران را عذاب دهد.
کامکار
2024/09/02










