Wikipedia

نتایج جستجو

۱۴۰۵ مرداد ۳۰, جمعه

پراکنده 9

 


پیش از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب می‌کنم. این نکته مهم در کلیه نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانویس‌های طولانی و موضوعاتی که باید در مورد آن‌ها توضیح جانبی داد ازجمله:

نام‌ها و مکان‌ها، اصطلاحات متدوال ... و بسیار دیگر، جلوگیری شود؛ نکته مورد نظر:

پیش از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب می‌کنم. این نکته مهم در کلیه نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانویس‌های طولانی و موضوعاتی که باید در مورد آن‌ها توضیح جانبی داد ازجمله:

نام‌ها و مکان‌ها، اصطلاحات متدوال ... و بسیار دیگر، جلوگیری شود؛ نکته مورد نظر:

با رنگ متفاوت از زمینه اصل، و

با حروف کژ، و در پاره‌ای از مواقع،

با خط زیرین مشخص شده است.

خواننده درصورت تمایل به آگاهی بیشتر میتواند بر روی واژه، اصطلاح، نام و یا ... "کلیک" کند تا به «ویکی پدیا» رفته و بر آگاهی خود کمی بیافزاید.

مثلاً اگر شما بر روی نام سلطان محمود غزنوی که به صورت «سلطان محمود غزنوی»

 نوشته شده است، "کلیک" کنید، صفحه مورد دلخواه شما باز خواهد شد.

 *******


فهرست مطالب در «پراکنده 9»

 

1. صادق هدایت و رباعیات خیام

2. اصول فلسفه هستی گرایی 

3. گرایش داری

4. گردن‌زدن و حلق آویز کردن 

5. گرنیکا

6. مدرسه آتن

7. مردی که می‌خواست سلطان باشد

8. بازنشستگان فعال 

9. جابجایی یک ساز و کار دفاعی روانی 

10. افسردگی ایرانیان پس از حمله اعراب 

11. مهسا امینی فراموش نشود

12. مولیر 

 




 



 

صادق هدایت و رباعیات خیام

صادق هدایت در یکی از نوشته‌های خود به نام «ترانه های خیام» در مقدمه این کتاب می‌نویسد:

تنها سند مهمی که از رباعیات "اصلی" خیام (زادروز ۴۲۷؛ مرگ ۵۱۰ خورشیدی) در دست می‌باشد عبارتست از رباعیات سیزده‌گانه

مونس الاحرار

مونس الاحرار

 

 

که در سنه 741 هجری نوشته شده است و در خاتمه کتاب رباعیات

روزن

 

فریدریش روزن

 

استنساح (رونوشت‌برداری) و در برلین چاپ شده است. رباعیات مزبور علاوه بر قدمت تاریخی، با روح و فلسفه و طرز نگارش خیام درست جور میآید.

 

 ولی اما که پس از گذر تقریباً 900 سال از درگذشت خیام تعداد رباعیات وی به 148 می‌رسند.

 


نکته بسیار مهمی که ما ایرانیان پر مدعا/ خودپسند و مغرور فراموش می‌کنیم و بر وهم تکیه می‌کنیم آن است که، خیام به عنوان یک "شاعر" در میان هم زمان‌های خود همچون

نظامی عروضی

 

نظامی عروضی

 

 و یا

ابوالحسن بیهقی

ابوالحسن بیهقی

 

اصلاً شناخته نشده بود، او فقط یک منجم بوده است.

اولین فردی که خیام را به‌عنوان شاعر نام می‌برد

کاتب اصفهانی

عمادالدین اصفهانی

 

در کتاب

خریدة القصر

 

خريدة القصر

 

و در سنه 572 یعنی 50 سال پس از درگذشت خیام.

حال چرا رباعیات سیزده‌گانه بدل به بیش از 148 رباعی می‌شود، پاسخ آن با شماست.



اما که من می‌گویم چون "ما" به مطالعه و پژوهش در نوشته‌ها عادت نداریم و بیشتر از آنکه از چشمان خود برای یادگیری و درستی پدیده‌ها استفاده کنیم از گوش‌های خود کمک می‌گیریم و در این مرحله شوخ طبعی و شاعر مسلک بودن ایرانیان خودنمایی کرده و چند رباعی که ساخته مردم عادی ست و آن را سرائیدند به دم خیام بسته تا آن رباعی جاودان شود.

 


زیرا میاندیشند که اگر نام خود را بر آن نهند؛ اعتباری نخواهد یافت و در گرد و غبار تاریخ محو خواند شد. 

کامکار 2025/08/11




 


اصول 

فلسفه 

اگزیستانسیالیسم

اگزیستانسیالیسم

 

 

اگزیستانسیالیسم (هستی‌گرایی) یک مکتب فلسفی است که می‌گوید وجود انسان مقدم بر ماهیت اوست؛ یعنی انسان ابتدا به دنیا می‌آید و وجود پیدا می‌کند و سپس با انتخاب‌هایش، ذات و هویت خود را می‌سازد.

وجود 

و تقدم آن بر

ماهیت 

انسان است.

 ژان پل سارتر

 



 










 





مارتین هایدگر

 

 



 







 




 گابریل مارسل

 

 



 

 


 




 





 سورن کی‌یرکگور 

 



 





 







از متفکران اگزیستانسیالیست بوده‌اند. البته مارسل و کی‌یرکگور بینشی ایمان‌گونه داشته‌اند و اندیشه‌شان 

الحادی 

کلمه «الحادی»؛  صفت است و به معنای مربوط به الحاد، یعنی بی‌دینی یا منتسب به باورهای ضد دین و انکارکننده وجود خدا است.

نبوده‌است. سارتر و هایدگر درست در مقابل این دو هستند که اندیشه‌های الحادی داشته‌اند. اساس نگاه فلسفی سارتر به انسان این است که انسان را مختار می‌داند و بر این اساس به انکار خداوند می‌رسد؛ زیرا که او معتقد است انسان نمی‌تواند مختار باشد، در حالی که خالقی مطلق و یگانه داشته ‌باشد که از ازل می‌دانسته که چه می‌خواهد بسازد. به باور او: «آزادی در قلب همه تجربه‌های انسانی قرار دارد و آزادی است که انسان را از همه انواع موجودات دیگر متمایز می‌سازد.

اگزیستانسیالیسم توسط 

فریدریش نیچه 

  

 



 

 






و 

سورن کی‌یرکگور

 

فیلسوفانی از قرن نوزده، به‌طور واضح مطرح شد.

هر انسانی که پا به عرصهٔ جهان می‌گذارد دارای ویژگی‌های ژنتیکی خاص و پیرامون منحصر به آن فرد است که در نتیجه این عوامل دارای شخصیت (آگاهی) منحصر به فرد می‌باشد، پس به خودی خود ارزشمند است.

ژان پل سارتر

می‌نویسد:

«تمامی یک انسان از تمامی انسان‌ها ساخته شده و برابر همهٔ آنها ارزش دارد و ارزش هر یک از آن همه با او برابر است.»

برگرفته شده از: واژه‌ها ژان پل سارتر.

مکتب اگزیستانسیالیسم، انسان را جانشین خدا میکند.

با آمدن نیچه و فلسفه او «خدا» مُـرد!

 



در این مکتب انسان نادان وجود ندارد.

 کامکار 2021/11/11







 
گرایش داری

 Belief Bias

 

Belief bias




افراد اغلب استدلال و گواهی را می‌پذیرند که با باورهای‌شان سازگار است. بی‌آنکه حتی منطقی یا غیرمنطقی بودن واقعیت را در نظر بگیرند. در این حالت فرد بزور استدلال و گواهی را حتی اگر؛ منطقی و عقلانی باشد، در صورتی که خارج از نظام ارزشی‌ او باشد، رد میکند.

 


واقعیت های روزانه همیشه از صافی ارزش‌های و باورداشت های فردی میگذرد تا بر ما آشکار گردد. و چه بسا این صافی ذهنی افراد مانع بزرگی میشود تا واقعیت را، عریان ببینند. از این روی کژ بینی و انحراف از مبدع واقعی خوراکی ست روزانه.

و به بیان مولوی:

پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبود

زان سبب عالم کبودت می‌نمود

گر نه کوری این کبودی دان ز خویش

خویش را بد گو مگو کس را تو بیش


به عنوان مثال:

یک نفر را دوست داری لذا، با تمام اراجیف/ سخنان یاوه و دروغ او موافق میشوی! ولی اگر کسی را آنچنان که سیراب شوی دوست نداشته باشی، در مقابل هر حرف منطقی او، درفش مخالفت برمیداری.



گرایش در لغت به معنای میل، رغبت و کشش درونی است.

در انسان‌ها، این واژه می‌تواند به گرایش‌های جنسی، فکری، سیاسی یا عقیدتی هم اشاره کند!



«سوگیری باور» (Belief bias) اغلب به عنوان تمایل به ارزیابی درستیِ یک استدلال بر اساس میزان باورپذیری یا اعتبارِ نتیجه‌گیری برای فرد و نه بر اساس صحت منطقیِ خودِ استدلال   تعریف می‌شود.

این به چه معناست؟ احساسات بر منطق مقدم‌اند:

اگر نتیجه‌گیری‌ موردی با نظرات یا باورهای فعلی شما همسو باشد، احتمال بیشتری دارد که آن استدلال را بپذیرید

v                                       حتی اگر از نظر منطقی نادرست باشد!

تفکر غیرانتقادی:

v                                        در مقابل، اگر آن نتیجه‌گیری با جهان‌بینی شما در تضاد باشد، به احتمال بسیار زیاد آن استدلال را رد خواهید کرد، صرفنظر از اینکه از نظر ریاضی یا صوری کاملاً صحیح باشد.

 





کامکار 2020/01/25

  





 

گردن‌زدن و حلق آویز کردن

روشی برای 

اعدام

 یا 

قتل عمد قانونی 

گردن زدن

در این روش سر فرد از ناحیه گلو و گردن با آلات برنده‌ای همانند 

چاقو 

یا با 

شمشیر

 قداره

تبر

گیوتین 

یا اشیاء برنده سنگین، به‌اجرا گذارده میشود.

در این روش به پشت سر قربانی ضربه محکمی بر گردنش وارد می‌کنند. در این مراسم اعدام رسمی مجرم معمولاً با 

قاپوق

و

یا

بستن پاهای وی (شتربند) 

ثابت نگه داشته می‌شود. در اعدام با گیوتین به او را به یک افزار ویژه "قفل" میکنند (به تصویر گیوتین دقت شود).

در قرآن کتاب آسمانی مسلمانان، بارها به گردن زدن مشرکین در میدان جنگ سفارش شده است.

در سوره محمد، آیه ۴، خدا به مسلمانان توصیه می‌کند که کافران را در میدان جنگ گردن بزنند که در آن زمان از روش بستن پاها قربانی "شتربند" استفاده میشد (هنوز هم در عربستان از این روش استفاده میشود).

برای قطع یکباره سر، این کار نیاز به نیروی قابل توجهی از سوی 

جلاد 

برای قطع سریع مهره‌های ستون فقرات دارد. در غیر اینصورت فرد قربانی که سرش بریده می‌شود، تا زمانی که همه بافت‌های عصبی‌اش قطع نشده باشند، دچار واکنش شدید عصبی شده و همراه با درد شدید به طرز فجیعی جان می‌سپارد

دکتر گیوتَن در تاریخ ۱۰ اکتبر ۱۷۸۹ با پشتیبانی جلاد پاریس، 

 

شارل-هانری سانسون

 

 


 

(که به مشکلات فراوانِ گردن زدن با شمشیر واقف بودند)، پیشنهاد استفاده از دستگاه مکانیکی جدا کردن سر را مطرح کرد تا از اعدام‌های "وحشتناک" جلوگیری شود.

حلق آویز کردن/ اعدام با طناب دار

هنگامی که شخص محکوم به اعدام از طناب دار حلق آویز می‌شود، ضربه شدیدی به 

ستون فقرات

و گردن وی وارد می‌شود و در نتیجه باعث شکستگی و آسیب شدید در 

بصل النخاع

می‌شود که این امر موجب ایست

دستگاه تنفسی

به دلیل فلج شدن

ریه‌ها 

می‌شود.

به‌طور کلی علل مرگ به‌خاطر دار آویختگی را می‌توان این‌گونه ذکر کرد:

انسداد سرخرگ‌های حیاتی گردن و نرسیدن خون و اکسیژن به مغز.

شکستن گردن و آسیب پیاز مغز (محکوم باید حداقل ۱۲۰ سانتیمتر از طناب دار سقوط  آزاد داشته باشد و سپس بایستد تا گردن شکسته شود، که بستگی به وزن شخص دارد).

انسداد شاهرگ‌ها و افزایش ناگهانی فشار خون که منجر به ایست قلبی می‌شود.

خفگی در اثر انسداد مجرای تنفسی

شوک وقفه‌ای از علل دیگر مرگ بر اثر دار آویختگی می‌باشد فشارهای ۵ کیلویی باعث بسته شدن شریان کاروتید و ۲۵ کیلو موجب شکستگی دررفتگی مهرهای گردنی می‌شود.

ولی چه بسا که چهار مورد بالا با موفقیت انجام نمی‌شود و قربانی ساعت‌ها در رنج/عذاب و درد سپری میکند و در این مدت زنده است و حواس چندگانه وی بکار خود مشغول و پیام دهنده این وضعیت عیر انسانی به مغز میباشند.

 در شهر بجنورد در شمال ایران  به تاریخ 17 اکتبر سال 2913 یعنی تقریباً 10 سال پیش مرد 37 ساله‌ای پس از اعدام با حلق آویز کردن زنده به سردخانه روانه شد.

این مرد دوازده دقیقه از طناب دار آویزان بود.

مرگ وی توسط پزشک تأیید شده بود.

ولی اما که، هنگامی که اعضای خانواده مرد اعدام شده روز بعد برای جمع آوری جسد مرد آمدند، متوجه شدند که او هنوز نفس می کشد.



هجدهمین «گزارش سالانه اعدام در ایران؛ ۲۰۲۵»، کاری از سازمان حقوق بشر ایران و سازمان «باهم علیه مجازات اعدام» (ECPM)، منتشر شد. این گزارش ضمن بررسی و تحلیل روند مجازات اعدام در سال ۲۰۲۵ در جمهوری اسلامی ایران از تشدید بی‌سابقه استفاده از مجازات اعدام در این سال پرده برمی‌دارد؛ سالی که در آن دست‌کم ۱۶۳۹ نفر اعدام شدند. این رقم بالاترین آمار ثبت‌شده از سال ۱۹۸۹ تاکنون است و در مقایسه با ۹۷۵ اعدام ثبت‌شده در سال ۲۰۲۴، افزایشی چشمگیر و ۶۸ درصدی را نشان می‌دهد.


گزارش اعدام در سال ۲۰۲۵ در یک نگاه

در این سال، دست‌کم ۱۶۳۹ نفر اعدام شدند که این بالاترین رقم ثبت‌شده از سال ۱۹۸۹ تاکنون است و نسبت‌به ۹۷۵ مورد ثبت‌شده در سال ۲۰۲۴ میلادی افزایشی چشمگیر و ۶۸درصدی داشته است.

تنها ۱۱۳ مورد از اعدام‌ها (کمتر از ۷ درصد) را منابع رسمی اعلام کردند.

بیش از ۹۳ درصد از اعدام‌های ثبت‌شده، یعنی ۱۵۲۴ مورد، را مقام‌ها اعلام نکردند.

نزدیک به نیمی از اعدام‌ها (۷۹۵ مورد) به اتهام جرائم مرتبط با مواد مخدر بوده است که نسبت‌به سال ۲۰۲۴ (۵۰۳ مورد) افزایش داشته است.

از میان اعدام‌های مرتبط با مواد مخدر، تنها ۳ مورد (۰.۱۸ درصد) به‌طور رسمی اعلام شده‌اند.

۷۴۷ نفر (۴۵.۶ درصد از کل اعدام‌ها) براساس قصاص نفس و به اتهام قتل اعدام شدند که نسبت ‌به سال ۲۰۲۴ (۴۱۹ مورد) افزایش داشته است.

۳۷ نفر به اتهام تجاوز جنسی اعدام شدند.

دست‌کم ۵۷ نفر به اتهامات امنیتی از جمله بغی، افساد فی‌الارض و محاربه اعدام شدند. در میان این افراد، دست‌کم ۲ معترض، ۱۸ زندانی سیاسی، ۱۳ متهم به جاسوسی و یک نفر محکوم به فساد مالی بودند.

اتهام ۳ نفر از اعدام‌شدگان نامشخص بوده است.

دست‌کم ۴۸ زن اعدام شدند که بالاترین رقم ثبت‌شده در بیش از ۲۰ سال گذشته است و نسبت‌به سال ۲۰۲۴ (۳۱ مورد) افزایش داشته است.

۱۱ مورد از اعدام‌ها در مَلأ عام (حضور مردم) انجام شد.

دست‌کم ۸۴ شهروند افغان در سال ۲۰۲۵ اعدام شدند.

۸۵۲ مورد (۵۲ درصد) از اعدام‌های سال ۲۰۲۵ و بیش از ۵۹۷۲ مورد از سال ۲۰۱۰، براساس احکام صادره از دادگاه‌های انقلاب بوده‌اند.

دست‌کم ۵۶۶ زندانی محکوم به قصاص نفس در پرونده‌های قتل، براساس قوانین قصاص، با رضایت خانواده مقتول بخشیده شدند.

 



 کشور من ناکجا آبادی ست که در مراسم اعدام  هموطن خود با تمام اهل خانواده از کوچک و بزرگ در محل معود، جمع می‌شوند، تخمه می‌شکنند و صلوات می‌فرستند.

 

کامکار 2023/03/26








گرنیکا

داستان گرنیکا: شکوه کوبیسم با درام تخریب

 تابلوی گرنیکا، اثری ستودنی از خالق

کوبیسم

 

کوبیسم

 

  


یکی از ماندگارترین تابلوهای نقاشی قرن بیستم قلمداد می‌شود. این هنرمند اسپانیایی، در این اثر بر خلاف نقاشی‌های قبلی خود که جشنواره‌ای از رنگ را با طرح‌ها و نقش‌های مکعبی و گوناگون به تصویر می‌کشید، سیاه و سفید طراحی شد. تابلویی ضد جنگ و خواهان صلح است.

این تابلو، می‌کوشد تا بمباران منطقه گرنیکا که در شمال اسپانیا قرار دارد را به تصویر بکشد و به دستور دولت اسپانیا طراحی شد.

این تابلو ۳.۵ متر در ۷.۵ متر کشیده شد و از جمله بزرگ‌ترین تابلوهای پیکاسو به شمار می‌رود. شخصیت‌های بسیاری در این تابلو حضور دارند که هر یک داستان خاص خود را دارند.

داستانی چند بعدی با نقاشی تک بعدی تابلو نقاشی «گرنیکا» از چپ به راست یک مادری را نشان می‌دهد که بالای جسد بیجان دخترش زانو زده و سرش را به آسمان گرفته و درد خودش را فریاد می‌زند. کنار زن کله یک گاو نر است که سمبل فاشیسم و دیکتاتوری ژنرال فرانکوست.

پایین تصویر در سمت چپ جسد یک سرباز مدافع دیده می‌شود که هنوز در دست راستش یک شمشیر شکسته گرفته. در وسط تابلو یک اسب است (سمبل پرولتاریا و زحمتکشان) که یک دست یک نیزه را از بالا با تنش فرو کرده.

سمت راست اسب یک دختر جوان در حال فرار از سمت راست تابلو به طرف سمت چپ تابلوست. در قسمت راست تصویر یک زنی است که در میا‌‌ن شعله‌های آتش در حال سوختن است و دستهایش را سوی آسمان دراز کرده است نقاشی «گرنیکا» که در کنار نقاشی

دوشیزگان آوینیون

دوشیزگان آوینیون

 

 مهم‌ترین و مشهورترین نقاشی پابلو پیکاسوست، تجاوز به یک ملت را نشان می‌دهد.

تابلوی گرنیکا در حال حاضر در موزه ملکه سوفیا در مادرید نگهداری می‌شود و نقاشی بسیار عظیمی است. غیبت رنگ‌ها در این نقاشی باعث می‌شود حالتی مجازی از یک عکس سیاه و سفید از حادثه‌ای واقعی به ذهن متبادر شود. اهمیت نمادین این نقاشی در حمایت از صلح و نشان‌دادن چهره کریه جنگ و فاشیسم آن‌قدر بالاست که یک کپی فرش‌بافی‌شده از گرنیکا بر سردر ورودی سالن شورای امنیت سازمان ملل متحد نصب شده بود.

تصویر گرنیکای فرش بافی شده در مقر شورای امنیت سازمان ملل در نیویورک نصب شده است. بسیاری معتقدند گرنیکا مهم‌ترین اثر پیکاسو و به نوعی بیانیه سیاسی او است.

نمادهای مختلفی در این نقاشی دیده می‌شوند و تفسیرهای متفاوتی هم از آنها ارائه شده است. از مهم‌ترین این نمادها می‌توان به گاو و اسب اشاره کرد که در فرهنگ اسپانیایی اهمیت زیادی دارند. برخی می‌گویند گاو احتمالا نمادی از پیشروی سریع و خشونت‌بار فاشیسم در آن زمان و اسب هم نمادی از مردم شهر گرنیکا بوده است.

هراس شدید از مرگ و نابودی هم از دیگر نکاتی است که در گرنیکا توجه بیننده را به خود جلب می‌کند.

پابلو پیکاسو

پابلو پیکاسو

 



 

در سال ۱۹۷۳ میلادی درگذشت و دو سال بعد،


ژنرال فرانکو

فرانسیسکو فرانکو

 

 



 

که سال‌ها اسپانیا را به وحشت و نابودی کشانده بود هم از دنیا رفت.

پیکاسو علاقه‌ای نداشت که تابلوی گرنیکا در زمان زمامداری فرانکو در اسپانیا به نمایش دربیاید و در نهایت هم تنها پس از مرگ فرانکو بود که تابلوی گرنیکا در اسپانیا ماندگار شد.

این تابلو در سال ۱۹۸۱ میلادی و توسط دولت جمهوری اسپانیا به این کشور بازگشت. خیلی‌ از مردم اسپانیا معتقدند که این تابلو منحصر بفرد نباید در موزه باشد بلکه باید در ساختمان پارلمان اسپانیا باشد (یا شاید حتی در پارلمان اتحادیهٔ اروپا در اِستِراسبورگ)، به عنوان یک سمبلی که نمایندگان مجلس دائم به آن بنگرند و مواظب باشند که دوباره فاشیسم چنگال‌هایش را بر قاره اروپا نیفکند.

کامکار 2018/11/9









 

نقاشی ‌دیواری مدرسه آتن  Scuola di Atene شاهکار

رافائل سانزیو


🍁 در این تابلو با شماری از فلاسفه دوران رنسانس و پیش از آن روبرو هستیم که در یک‌جا گرد هم آمدند. 



تابلوی مزبور که بین سال‌های ۱۵۰۹ و ۱۵۱۱ نقاشی شده ، نزدیک ۸ متر پایه و ۵ متر ارتفاع دارد. شخصیت‌های اصلی در این اثر،

افلاتون

افلاطون















و

ارستو

ارسطو 

 

 



هستند اما شماری از مشهورترین فلاسفه یونان باستان، دانشمندان و دیگر شخصیت‌های شناخته شده هم، به تصویر کشیده شده‌اند.

در تابلوی مزبور، اشاره افلاتون (به آسمان)، و ارستو (به زمین) پُر از حرف، و شایسته درنگ است، بماند که کتاب

تیمائوس

تیمائوس (افلاطون)

 



 









که افلاتون در دست دارد به فضا و زمان و زمین، اشاره دارد و نوعی گمانه زنی در خصوص ماهیت جهان مادی و انسان است. ارستو هم با نظریه چهار عنصری

عناصر چهارگانه

 

 

خود معتقد بود که تمام تغییرات روی زمین ناشی از حرکت آسمان است.


افلاتون و شاگردش ارستو، هر دو نسخه‌هایی از کتاب‌های خود را در دست چپ خود نگه داشته و با دست راست خود، به سمتی اشاره می‌کنند.

افلاتون

«تیمائوس» و ارستو،

«اخلاق نیکوماخوس».

اخلاق نیکوماخوس

 

افلاتون به آسمان، تمثیلی از جهان ایده‌ها اشاره می‌کند. ارسطو، به زمین، نمایانگر جهان معقول و واقعی. ارسطو بازوی راست خود را در هوا نگه داشته تا روندی را برخلاف و مکمل آن چیزی که افلاطون اشاره می‌کند، نشان دهد.

افلاتون که

رافائل

رافائل

 
















او را با چهره

لئونارد دا وینچی

 

لئوناردو داوینچی

 

 

 



 

نشان می‌دهد؛ پیر و پابرهنه به تصویر کشیده شده، در مقابل، ارستو، اندکی جلوتر از او، صندل‌ها و جامه‌های طلاکاری شده بر تن دارد و هر دو در ابعاد مختلف حرکت می‌کنند. افلاتون به صورت عمودی، به سمت بالا در امتداد صفحه تصویر، به داخل طاق بالا. و ارسطو در صفحه افقی در زوایای قائم به صفحه تصویر، جریانی از فضا را به سمت بینندگان آغاز می‌کند.

گفته می‌شود ژست‌های هر دو فیلسوف، جنبه‌های اصلی نظرگاه‌شان را نشان می‌دهد، برای افلاتون، نظریه مُثُل

نظریه اشکال

 

او، و برای ارستو، تأکید بر جزئیات مشخص. گویی افلاطون از احساس بی‌زمانی بحث می‌کند در حالی که ارسطو به فیزیکی ‌بودن زندگی و قلمرو کنونی می‌نگرد.


*******


دو مجسمه در پس زمینه وجود دارد. یکی در سمت چپ، خدای آپولو

آپولون

 

 

 





خدای نور، تیراندازی با کمان و موسیقی که یک غنچه در دست دارد. مجسمه سمت راست

آتنا

آتنا

 

 




 

الهه خرد، در لباس رومی خود به عنوان مینروا

 Minerva

مینرو

 

 






در تابلوی مزبور،

سقراط

 

سقراط

 




 










فیثاغورس

فیثاغورس

 

 






اقلیدس

اقلیدس

 




 











بطلمیوس

 

هراکلیتوس

بطلمیوس

 



زرتشت

زرتشت

 












 





زنون رواقی

زنون رواقی

 













 


اپیکور

اپیکور

 

 







و...

دیوژن

دیوژن کلبی

 

 


 حضور دارند.

خود رافائل هم هست. وی چه بسا برای تأیید دوباره و غرور آفرین کرامت فکری هنرمند مدرن، تصویر هنرمندان معاصر، از جمله خودش را کنار شخصیت‌های مختلف گذاشته ‌است. مضمون اصلی این تابلوی زیبا،

اومانیسم

انسان‌گرایی

 

«انسان محوری»

است که در رنسانس، بیش از پیش برجسته شد. انسانی که به لطف استعدادهای فکری خود بر واقعیت مسلط می‌شود و خود را در مرکز جهان قرار می‌دهد.


*******


از شرح جزئیات معماری باشکوه پس‌زمینه این اثر می‌گذرم. مجموعه‌ای از اتاق‌های وسیع، مرتفع، باشکوه با عناصر عظیم خود. طاق پر از نور، در انتهای گذرگاه فراتر از پنجره،... اینها همه‌گویی، افلاتون و ارستو را قاب می‌کنند. آن‌ها از میان جمعیت جدا می‌شوند، جایی که در غیر این صورت، با هم ترکیب می‌شدند. آن معماری باشکوه تداعی‌ کننده آسمان صاف، و تناسبات معماری

کلیسای ماکسنتیوس

کلیسای ماکسنتیوس

 

 

در رُم، با طاق‌ها و گنبد ویژه آن است.

*******


در ستون‌هایی که زمینه پله‌هایی را تشکیل می‌دهند که فیلسوفان روی آن ایستاده‌اند، دو مجسمه از مدل‌های کلاسیک گرفته شده‌اند.

«آپولون»،

خدای هنرها، خورشید و هارمونی، با چنگ در سمت چپ

و

«مینروا»

در سمت راست. با کلاه ایمنی، نیزه و سپر...، هر دو محافظ هنر و فلسفه.



تابلو مدرسه آتن در مدال‌های زیر دریچه گنبد، دو نقش برجسته مردی را نشان می‌دهند که از کتابی به بالا نگاه می‌کند و زنی را با بازوهایش بر روی کره زمینی نشان می‌دهد:

ژست‌های آنها باید با حرکات افلاتون و ارستو در مرکز ارتباط داشته باشد. تابلوی مدرسه آتن دارای پنجاه و هشت شکل است که در پیش زمینه و پس زمینه کنار هم هستند. گروه‌ها و فیگورهای جدا شده با چنان مهارتی قرار گرفته‌اند که به سختی می‌توان دید چقدر چشم به سمت مرکز هدایت می‌شود...

برگرفته از نوشته‌:

همنشین بهار:

 کامکار 2025/10/15




مردی که میخواست سلطان باشد

 فیلم مردی که می‌خواست سلطان باشد توسط

جان هیوستون

 

جان هیوستون

 



 



کارگردانی شده است.

از بازیگرانی که در این فیلم ماجراجویی تاریخی به ایفای نقش پرداخته‌اند می‌توان شکیرا کین، شان کانری، مایکل کین، سعید جعفری، کریستوفر پلامر و... نامبرد.

 

 

مردی که میخواست سلطان باشد (۱۹۷۵) ماجراجویی پر از دوستی، طمع و وسوسه مرگبار تسلط و قدرت است!

ـ یکی از بهترین‌های سینمای حماسی که از ریزش شکوه اخلاقیات درونی فردی؛ با انگیزه طمع، تسلط/ ثروت و قدرت سخن میگوید.

کارگردان «جان هیوستون» بر اساس داستان

رودیارد کیپلینگ

رودیارد کیپلینگ

 



 

«شان کانری» و «مایکل کین» را به عنوان دو سرباز بریتانیایی با شهامت که رویای خدمت به یک امپراتوری را ندارند، بلکه ساختن خودشان مد نظر و مورد توجه آنها ست؛ را به «ما» معرفی میکند.

دانیل دراوت (کانری) و هلو کارنهان (کین) سرکشانی هستند که با جذابیت و جذابیتی در بند وفاداری و خنده هستند. "ما خدا نیستیم"، «هلو» در اوایل فیلم می‌گوید:

«... ــ اما شاید ما هم مثل آنها (خدایان) رفتار کنیم تا زمانی که واقعیت‌ها ظاهر شوند.»

آنها با هم سفری خطرناک را به کوه‌های دوردست کافرستان (استان کوهستانی و سرسبز در شرق افغانستان است که در اواخر قرن نوزدهم به اسلام گرویدند و نام این ولایت را به نورستان تغییر دادند.) آغاز می‌کنند و به دنبال طلا، شکوه و پادشاهی برای حکومت هستند.

نقشه آنها با حماقت آغاز می‌شود اما در روال و روند فیلم این حماقت آشکار می‌شود.

این دو(دانیل دراوت و هلو کارنهان)  با حیله و شجاعت، اعتماد قبایل را به دست می‌آورند، به مردم بومی نظم و انضباط می‌آموزند، وحدت قبایل پراکنده را سرو سامان میدهند. و آنها از طرف افراد قبایل مختلف به صورت غیرعادی به عنوان موجودات الهی مورد پرستش قرار می‌گیرند. آنها در جواهر و غرور، غرق میشوند و شروع به باور کردن توهمات خودساخته خود می‌شوند.

 


 دانیل میگوید:

«... ـ "من پسر اسکندر هستم! "

او گریه می‌کند، چشمانش با یقین خدا روشن می‌شود. اما هلو کارنهان (کین)  در آن درخشش دیوانگی خطر را می‌بیند؛ او میگوید:

«... ـ تو فراموش کرده ای که ما کی هستیم، دنی.» ما انسان هستیم - فقط یک انسان.»

ناگزیر، دروغ افشا می‌شود. وقتی که دانیل جرات می‌کند دختر نوجوانی از کافرستان رخسانا (روشنک یا رکسانا) را به همسری خود انتخاب کند (این شباهت اسمی بین نام معشوقه ایرانی اسکندر مقدونی و یک زنی که میخواهد در فیلم نقش عروس خدا را ایفا کند بسیار لطیف و به جا انتخاب شده است) زیرا دانیل گفته بود:

من پسر اسکندر هستم.

 

و... عروس؛ درست در زمان دست ـ به ـ دست دادن عروس و داماد؛  گوش داماد را گاز میگیرد (که هر بلایی بر سر مرد  ـ و در فیلم حتا ـ خدا ـ برآید مُسَبّب اصلی آن، زن است)، خونش به او خیانت کرده، روان میشود، و چون خون خدایان را نمی‌توان ریخت و نمیتوان آن را دید؛ 


 صورت خون آلود "خدا":

- ثابت می‌کند که او فانی است.

هیبت و اعتماد مردم به غضب تبدیل می‌شود و خدایی را که زمانی می‌پرستیدند سقوط میکند.

سقوط آنها به اندازه بلند شدن آنهاست. هلو کارنهان (کین)  زنده می‌ماند، شکسته اما وفادار، سر تاج دار دوستش را که با طلا پیچیده شده به تمدن (انگلستان) برمی‌گرداند.

مردی که میخواست سلطان باشد، فراتر از یک داستان ماجراجویی است.

- این یک تأمل در غرور، دوستی و مرز جاه طلبی انسانی است؛

که در زیر عظمت آن تراژدی نهفته است؛ دو رویاپردازی که به ابدیت رسیدند و این ابدیت را در بند خویش یافتند.

کامکار 2025/10/16




 مستمری بگیران/ بازنشستگان فعال

در این چندین سال گذشته، محققان توانستند ثابت کنند که هفتاد ساله‌ها، همان اشخاص پنجاه ساله‌های امروزین هستند. و نیز در حال حاضر سخن از:

هفتاد ساله‌هایی ست  که به بیست ساله‌های کنونی بیشتر شبیه هستند.

پژوهش‌ها کنونی دریچه‌ای را باز کرده است که افق زیبای بازنشسته‌هایی را نشان میدهد که "مبل ـ نشینی" را رها کرده و در عوض آن‌ها، باله میرقصند،  و به باشگاه می‌روند. و به عنوان خواننده موسیقی راک،

Rock music

 

به روی صحنه میروند.

*******

 

نزدیک به پنجاه سال بیش، محققان شروع به مطالعه افراد هفتاد ساله‌ کردند.

پروفسور «اینگمار اسکوگ»

Ingmar Skoog | University of Gothenburg

 



 

و همکارانش در مرکز پیری و سلامت در دانشگاه گوتنبرگ توانستند ثابت کنند که توانایی ذهنی و جسمی افرادی که در حدود سال 2000 م. هفتاد ساله بودند، با افرادی که در سال 1970م. به پنجاه سالگی رسیده‌اند  به‌خوبی قابل مقایسه میباشند.

اما وقتی صحبت از نگرش و رویکرد به زندگی می‌شود، ایشان معتقد هستند که هفتاد ساله‌ها بیشتر شبیه به بیست ساله‌های زمان حاضر هستند.

سی سال پیش پیرمردی هفتاد ساله به داشتن مستمری و خانه خوب راضی بود. امروزه، افراد هفتاد ساله می‌خواهند به هر کاری که تاکنون وقت انجام آن را نداشته‌اند برسند.

«اینگمار اسکوگ» می‌گوید:

 «... ـ درست مانند یک جوان بیست ساله که قبل از تشکیل خانواده می‌خواهد سفر کند و تحصیلات بیشتری کسب کند.»

افراد هفتاد ساله امروزی در دهه 1940 م. به دنیا آمدند و متعلق به چیزی هستند که «اینگمار اسکوگ» "نسل راک اند رول"

Rock music

 

می‌نامد.

آنها لباس "مدرن" و مد روز می‌پوشند، به کنسرت‌های راک می‌روند، بیشتر سفر می‌کنند، بیشتر دوست‌های جدید پیدا می‌کنند، الکل بیشتری می‌نوشند و رابطه جنسی بیشتر و بهتری دارند.

به طور خلاصه

- آنها همانطور زندگی میکنند که در پیش زندگی می‌کردند.

عجیب خواهد بود که اگر در زمان جوانی خود به موسیقی راک علاقمند بودند و با آن بزرگ شدند، اکنون به‌یکباره شروع به گوش دادن به موسیقی آکاردئون کنند.

اینگمار اسکوگ همچنین بر این باور است افراد مسن قبلاً از نحوه "باید"هایی  که به آنها دیکته می‌گردید، می‌بایست پیروی میکردند که در هنگام پیری باید چگونه رفتار و کرداری داشته باشند. اما  پیران و اشخاص مسن امروزی از اینگونه فشار‌ها و باورهاداشت‌های اجباری در امان هستند و خلاص شده‌اند.

او میگوید:

«... - می‌توانیم ببینیم که هفتاد و پنج ساله‌های امروزین برون‌گراتر هستند. و زنان بیشتر در بازار کار دیده میشوند.

پژوهش‌های دیگر هم وجود دارند که نشان می‌دهند که اشخاص خودشان می‌توانند پیری خود را به تعویق بیندازند.»

علاوه بر آنچه که اینگمار اسکوگ "توصیه‌های معمول قدیمی" در مورد سیگار نکشیدن، تغذیه سالم و ورزش می نامد، میگوید ما می‌توانیم با تحریک هوشیاری و کنجکاوی در خود، خطر ابتلا به

زوال عقل 

 

را کاهش دهیم.

او می گوید:

«ــ اگر یک فرد مسن و کنجکاوی هستید و می‌خواهید چیزهای جدیدی یاد بگیرید، خطر ابتلا به زوال عقل را کاهش می‌دهید. تحقیقات متعددی وجود دارند که این مورد بسیار ساده را نه‌تنها نشان می‌دهند، بلکه به اثبات رسانده‌اند.

ولی اما، اگرچه بهتر است در اوایل زندگی شروع به تحریک مغز کنید، ولی هیچ وقت دیر نیست.»

او میگوید:

«ـ  می‌بینیم که کسانی که در اواخر عمر شروع به مطالعه و تحصیلات جدید می‌کنند، بر کارکردهای اندیشه‌/ فکری و خردمندی، خود تأثیر مثبت می‌گذارد. اگر به دوره‌های تحصیلی جدید میروید و این دوره‌ها را ‌می‌گذرانید به‌خوبی متوجه میشوید که، "ظرفیت ذخیره" بزرگتری در مغز خواهید داشت، به این معنی که اگر به

بیماری آلزایمر

 

مبتلا شوید، این ظرفیت ذخیره تغییرات بیشتر و بزرگتری در رگ‌های خونی  به‌وجود میاورند که مغز آن را لازم دارد تا متوجه بیماری شود. و در نتیجه و به کمک این "شارژ" پسندیده، بسیاری اشخاص هستند که بدون داشتن علائم آلزایمر به زندگی معمولی خود ادامه میدهند و زیربنای این نوید، در و از داشتن تحصیلات عالی آن‌‍‌ها می‌باشد. زیرا چگونگی حیات روزانه که شما به آن تعلق دارید نقش بسیار زیادی در سن و سال شما دارد.»

او اضافه میکند:

«ـ زندگی به‌شکل کلی خود، چندان عادلانه نیست. افرادی که تحصیلات عالی دارند و به طبقه اجتماعی بالاتری تعلق دارند، اغلب پیری بهتری را تجربه می‌کنند و عمر طولانی‌تری دارند.»

به عنوان مثال، محققان سرعت راه رفتن را به‌عنوان معیاری برای افزایش سن مقایسه کردند. محققین در بین سال‌های 1970 م. تا سال 2000 م. توانستند ببینند که بین همه گروه‌ها، به جز زنان با تحصیلات پایین این سرعت بطور چشم‌گیری بهبود یافته است.

ثروتمند و سالم بودن بهتر از فقیر و بیمار بودن است، شواهد محکمی برای آن وجود دارد که نشان میدهد:

«هرچه طبقه اجتماعی شما پایین‌تر باشد، بیمارتر می‌شوید و با افزایش سن، این تفاوت بیشتر و بیشتر می‌شود.»

زمان انتشار پژوهش از دانشگاه گوتنبرگ 2023/11/01

ترجمه از زبان سوئدی به فارسی، توسط:

محمدرضا کامکار 2023/11/02

 


 


جابجائی، یکی از ساز و کارهای دفاعی روانی

جابجائی

 

Displacement



 یک مکانیسم دفاعی ناخودآگاه است که در آن فرد احساس، خشم یا میل سرکوب‌شده خود را از منبع اصلی و خطرناک، به یک شخص یا شیء کم‌خطرتر و در دسترس‌تر منتقل می‌کند. این کار به ذهن کمک می‌کند تا تنش و اضطراب خود را تخلیه کند.

انتقال احساسات، هیجانات و تکانه‌های اضطراب‌زا از يك شخص و يا شیئ (تهدید کننده و يا غير قابل دسترس) به فرد و يا شیئ امن‌تر و قابل پذیرش‌تر.

  من نبودم، دستم بود

  تقصیر آستینم بود

  آستین مال کت‌ام بود

  کت‌ام مال بابام بود

این لطیفه عامیانه به زیبایی روحیه فرار از زیر بار مسئولیت را نشان می‌دهد.



ویژگی‌های کلیدی جابجایی

  • عملکرد به‌صورت کاملاً ناخودآگاه در ذهن
  • تغییر دادن هدفِ اصلی احساسات منفی
  • تلاش برای کاهش اضطراب یا خشم انباشته
  • پناه بردن به گزینه‌ای کم‌خطرتر برای تخلیه انرژی

 

مثال‌های رایج

·    محیط کار و خانه: کارمندی که از رئیس خود خشمگین است اما نمی‌تواند چیزی بگوید، عصبانیت خود را سر همسر یا فرزندش خالی می‌کند.

·    تخلیه جسمی: فردی که از دست فرد دیگری ناراحت است، خشم خود را با مشت زدن به کیسه بوکس یا شکستن یک وسیله تخلیه می‌کند.

 

پیامدهای منفی

  • آسیب دیدن روابط نزدیک با دوستان و اعضای خانواده
  • حل نشدن مشکل و ریشه اصلی ناراحتی
  • افزایش مشکلات روانی در صورت استمرار طولانی‌مدت

*******

 

تخلیه احساسات فروخورده؛ بر سر اهداف بی خطرتر (افراد زیر دست، تحت فرمان، وابسته و يا ضعیف‌تر از خود شما).

در این حالت بیان تکانه اضطراب‌زا، به شخص یا موضوع کمتر تهدید کننده منتقل می‌شود و نوع غیر متداول آن برگرداندن خصومت نسبت به‌دیگران به‌خود فرد است که باعث افسردگی و خود سرزنشی می‌شود (سلیگمن 1999).

مثال:

کارمندی که از دست رییس خود، عصبانی است از آن جايی كه قادر نيست بر سر رییس خود فرياد بكشيد، هنگامی كه به خانه باز می‌گردد بی‌نمکی آب‌گوشت را بهانه کرده و عصبانیت خود را سر همسر خود خالی می‌کند (و شما با اصطلاح ... ـ از سرِ کار آمده دلش پُر است، آشنائید.) و سر وی فرياد می كشد.

مثال:

فرزندان عصبانیت خود را با كوبيدن درها به هم؛ ابراز می‌کنند.

مثال:


يك زن ناکام در ارضای نیازهای جنسی خود، به پرخوری روی می آورد.

مثال:


دختری كه از سوی دوست پسر خود رها شد است فوراً با پسر ديگری دوست می شود.

مثال:


تمام مشکلات اقتصادی/ سیاسی ایران، به دلیل روی کار بودن مشتی عرب‌زادگان غیر ایرانی ست.

مثال:

فرانسه همان هواپیمای ایر فرانس را بفرستد و گندی که چهل و اندی سال پیش زده را جمع کند و ببرد.

*******

 

در سازـ وـ کار دفاعی روانی جابجایی، شما احساسی یک سویه علیه فردی/ افرادی (مثلاً دستگاه حکومتی وقت) را دارید، ولی اما که، آن را به علت ترس از عاقبت کار؛ به سمت شخص/ اشخاص یا موقعیت دیگری (اعراب/ فرانسه/ انگلستان و ...) تغییر جهت می‌دهید؛ زیرا که سهل‌تر و بی‌خطرتر و متداول‌تر می‌نماید! و این شیوه جابجایی سازـ وـ کارهای دفاعی روانی را؛ به نمایش می‌گذارید، بدون آنکه هیچ‌گونه احساس خطری متوجه شما باشد. یعنی همان:

گنه کرد در بلـــــــــخ آهنگری

به شوشتر زدند گردن مسگری

زیرا که؛ این کارسازه‌های دفاعی روانی جابجایی مُد روز شده است و هم سنگرهای شما، شما را بیشتر و بیشتر تشویق می‌کنند (چون خود نیز مبتلا به آن هستند) تا از این سازـ وـ کار دفاعی روانی جابجایی بیشتر و بیشتر (همانند مواد مخدر) استفاده کرده و اندیشه سازنده خود را برای رفع مشکل اساسی کاملاً فلج سازید.


و این سازـ وـ کار دفاعی روانی جابجایی؛ اکسیر مسکنی می‌شود برای تمام دردها، درصورتی که مشکل اساسی پابرجا ست و از قدرت آن نیز ذره‌ای هم کم نشده و فقط شما بیشتر ناکام مانده و مأیوس‌تر می‌شوید و مجدّداً از این داروی مخدر بیشتر استفاده کرده و خود را بیشتر مسموم می‌سازید و در این مرحله است که "دایره نحس"

Virtuous circle and vicious circle

 

شکل می‌گیرد.

این سخن اگر این ساعت اثر نکند، پس از مدّتی که پخته تر گردی، بی شک عظیم اثر کند.

کامکار 2019/10/26




 افسردگی ایرانیان پس از حمله اعراب

 بنا بر باورداشت فروید و شاگردان خلف و یا ناخلفش:

ایران پس از حمله نخست عرب (1400 سال پیش) در یک افسردگی همگانی فرو رفت.

دو قرن سکوت

دو قرن سکوت

 

کتابی نوشتهٔ 

عبدالحسین زرین‌کوب

 دربارهٔ سرگذشت

ایران

 در دو سدهٔ نخست پس از سلطهٔ 

اعراب 

مسلمان است که برای نخستین بار در سال ۱۳۳۰ منتشر شد.

در این کتاب

قیام ابومسلم خراسانی

را آغاز رستاخیز ایران میشمرد و نیک به زبان خود در کتاب دو قرن سکوت به  افسردگی ایرانیان نیز اشارت شده است.

رودکی

رودکی

 

 



 

در آن زمان و پس از چندین قرن؛ با اشعار خود؛ جانی دوباره به ایرانیان داد و آنان را به رستاخیز دعوت کرد.

پس از چندی ایرانیان دریافتند که آن آزادگی جنسی (؛؛؛ که هرکس با هرکس؛ و در هر جا و به هر شکل/ ونیز در هر زمان و حتا در حضور دیگران) که معمول بود، دیگر نیست (بنا بر قوانین اسلام!)، و از موهبت آن ساقط شدند؛ روند این حادثه مهیب را به ضمیر ناخودآگاه خود سرازیر کرده و آن دوران طلایی را، در «خاطر جمعی خود» ذخیره نمودند تا در زمان مناسب و در فرصت به دست آمده انتقام ذخیره شده را، عیان کرده و نشان دهند!

این خاطره/ حافظه جمعی

حافظه جمعی

 

سبب شد که آلت مردانگی به

«مناره»

 penis

و

بیضه

Testicle

به «گنبد»

بدل شوند.

و این آخوندهای نادان صفت ندانند که چه؟ را ستایش میکنند.

جالب توجه آنکه تا پیش از اسلام شما هیچگونه آثار باستانی را نخواهید یافت که مناره و گنبدی سقف آسمان را سوراخ کند! 

 و... اما چرا دو مناره:

کودکان پسر تقریباً پس از شش سالکی؛ دچار واهمه «اختگی» میشود.

و برای گریز از این ترس و از دست دادن آلت مردانگی، آرزوی «دو داشتن» آن را در سر می‌پرورند؛ که اگر یکی فنا شد؛ دیگر را داشته باشند.

این پدیده را نزد اکثر آقایان هم، میشود به روشنی دید که مثلاً در هنگام خرید در یک مغازه خوراک فروشی، دو عدد خیار، لیمو/ کدو/ بادمجان و یا ... چند عدد پرتقال را در سوپرمارکت‌ها خریداری میکنند.

 

و... جالب توجه آنکه نزد ایرانیان عقده از دست دادن آلت مردانگی پس از آن آزادی نسبی که پیش از اسلام داشتند آنچنان قوی گشت که مبادرت به ساختن «دو» مناره شدن و در کشورهای دیگر مسلمان و کمی دورتر از خاک ایران ما فقط داشتن یک مناره را شاهدیم. و نیز باید بدانیم تقدیس و ستایش آن از کشور مسلمان شده ایران به سایر کشورها مسلمان دیگر نیز صادر شد و «دو» منارگی به داشتن چندین مناره نزدیک بهم بدل گردید و نمونه‌های بسیاری را در پاکستان، ترکیه و... به خوبی میتوان مشاهده کرد.

و... رسم بر این بود که وقتی زائران برای رفتن در اتوبوس‌های مسافرتی عازم (مثلاً) مشهد بودند به محض آنکه به منطقه مناسب رسیده و از راه بسیار دور چشمانشان به گنبد و مناره امام هشتم شیعیان مُنَوَّر میشد همگی زیر لب میگفتند:

قربان آن جاه و جلالت (دو منار و یک گنبد) شَوم یا امام رضا!


 کامکار 2018/05/14




 


در همسویی با فهم و درک به‌قتل رسانی نوجوانی دیگر به‌نام مهسا امینی




 

بهمان‌گونه که پزشک جراح بدون ابزار جراحی خود، فردی است معمولی، سهراب نیز در صورت زنده ماندن، دیگر «سهراب» نیست. او برای آنکه سهراب شود، باید قربانی گردد. سهراب با قربانی کردن خود از جبرعام (جامعه)، جبرعامی که تنها آدم - کش نیست، بلکه آدمی ـ کش است، انتقام می‌گیرد.

رمز سهراب شدن سهراب، در به‌قتل رسیدن او ست. قتل سهراب یک ترور اجتماعی و این ترور هنوز که هنوز است ادامه دارد.

(اسیدپاشی‌های شهر اصفهان فراموش نشود.)

 

 

و این ترور نیروی اجرایی خود را از کارسازه روابط متقابل و متداول در جامعه، می‌ستاند. لیک، کار را به دست «رستم‌ها» به اتمام می‌رساند. رستمی که نماد تمام عیار قدرت وقت است. رستمی که در چنگال‌های تیز عفریتِ چفته - پشتِ گرازِ دندانِ خودانگاری اسیر است. رستمی که نگاهبان سنت و، آئین و راه است. رستمی که:

- نماینده اُوسانه‌های مردم است. اُوسانه‌هایی که زبان گویای اوضاع اجتماعی ملت ماست. رستم یعنی ایران و ایران یعنی رستم. او تجمع تخیل میلیون‌ها - میلیون، مردم سرزمین ایران است. و همین مردم در طی زمان‌های دراز، «او» را به عنوان نمود و بن - مایه‌ای از رویاهایشان، آرزوهایشان، خواست‌هایشان، انتظارهایشان، بی‌قراری‌هایشان، آفریدندش.

رستم، تنها تجسم باورداشت‌ها و آرزوهای قلبی ملت ایران نیست. رستم احیاء تاریخ آن است، آنچنان که «آرزو» می‌شود. و این تاریخ ابزاری ست برای شناختن اندیشه‌های همان ملت و باورداشت‌های آنان است. اندیشه‌هایی که هم از فرهنگ و فراساخته‌های اجتماعی آن ملت برخاسته و هم آن را با بخشایشی افزون، پیچ - در- پیچش ساخته و با شاخ - و- برگ‌ها و با هرزه گیاهان رنگارنگ، پوشانده است، تا شناختش آسان نباشد.

و اینهمانی که از فرهنگ و فراساخته‌های اجتماعی همان ملت و مردم برخاسته است بدون کوچکترین غفلت تیغ تیزِ آبدیده خود را به "پهلوی" مهسا امینی فرومی نشاند!

مهسا امینی با مرگ خود فاجعه آنچه بر سهراب‌ها رفته است را بار دیگر به رُخ ما میکشد!

*******


در نبرد رستم و سهراب جنگ، تباه کننده جان پاک‌ترین پاکان است. در این نبرد پیروزی نهایی از آن رستم نیست، بلکه این پیروزی از آن ترفند جامعه و خدعه روزگار (جمع الجمع مردم) است. لذا، همانگونه که دیدیم فردوسی بر این عمل رستم (خواست جمع الجمع مردم)، دچارخشم نیز، می‌شود.

فردوسی در تراژدی رستم و سهراب، هم خالق رستم است و هم خالق سهراب. فردوسی اگر سهراب را به طریقی غیر از آنکه رستم او را از میان برداشت، از میان برمی‌داشت، ارزش کارش همپایه دیگر آثار تراژدی جهان می‌بود، نه بیشتر از آنان.

با نابودی سهراب توسط خالق «فردوسی» در فرآیند داستان، «دم سپهر» آن نیز نه تنها متوقف نمی‌شد، بلکه با وی می‌مرد (همانگونه که در اکثر قریب به اتفاق دیگر تراژدی‌های جهان می‌بینیم.)

اما چون این نابودی بدست پدر (جامعه) و با یاوری فرآیند فراساخته‌های اجتماعی و خدعه روزگار (توده مردم و خواسته‌های آن ها) به انجام می‌رسد نه خالق، لذا، دم سپهر فاجعه و تکرار آن در خارج از داستان و یا به‌عبارتی در تار و پود جامعه همچنان نیز باقی می‌ماند، که باقی مانده است.

باری قتل سهراب بدست پدر فجیع‌تر و پر دوام‌تر از قتل مخلوق (سهراب) بدست خالق (فردوسی) است.

عمل رستم (خواست جمع الجمع مردم) و دم سپهر جامعه در زمان ما و با به قتل رساندن مهسا امینی بار دیگر به اثبات رسید که:

بله؛ پیکربندی فراساخته‌های اجتماعی ایران...؟ 

 

 پاسخ با شما ست!

و...


 کامکار 2022/09/17







یکی از بزرگترین کمدی‌نویسِ‌ها و 

هنرپیشه‌های 

تئاتر 

در 

اروپا

 

404 ساله شد!

 مولیر

مولیر 


 

 

در ده سالگی مادر خود را از دست داد.

پدرش اهل کسب و کار و تجارت بود و اسباب و اثاثیه خانه می‌فروخت و چنانچه مرسوم آن زمان بود عنوان جنس فروش سلطنتی و «پیشخدمت حضور» شاهی را داشت.

مولیر جوان بر پدر، پشت کرد.

او در سن 21 سالگی باخانواده‌ای آشنا شد که کارشان بازیگری در 

تئاتر 

بود. خانواده بژار ابتدا به‌طور دوره‌گردی مشغول اجرای نمایش بودند و مولیر به دختر آنها 

مادلن بژار 

 

بازیگر معروف علاقه‌مند شد. و تا آخر عمر در کار صحنه مشغول گشت.

مولیر منتقدین بسیاری داشت. آنها به بهانه دفاع از مذهب کارشکنی‌هایی در مسیر فعالیت او انجام دادند. آنها می‌گفتند که مولیر بی‌دینی را به روی صحنه تئاتر آورده‌است.

 

آنها معتقد بودند نمایشنامه 

مکتب زنان 

 

در حقیقت بی‌عفتی و بی‌عصمتی است و 

تارتوف 

 

نمایشنامه‌ای است شیطانی و 

دون ژوان 

 

سراپا کفر است.

خسیس از جمله نمایشنامه‌های مولیر است که هم از حیث قصد و نیت نویسنده هم از لحاظ نتیجه حاصل گشته از تمام نمایشنامه‌های وی خنده دارتر است. تنها عیب این نمایشنامه این است که پایان آن به صورت یک داستان و رمان ساختگی و قالبی در می‌آید ولی از این عیب گذشته نمایشنامه‌ای بهتر از این در تصور نمی‌گنجد.

در شب هفدهم فوریه سال ۱۶۷۳ در حالی که خود نقش «ارگان» در نمایش

  بیمار خیالی 

را برعهده داشت، در حین اجرا دچار تشنج و ضعف شدیدی گردید و از سکوی نمایش به پایین سقوط کرد، اما نمی‌خواست نمایش را ناتمام بگذارد. علی‌رغم تلاشش برای ادامهٔ نمایش مجدداً پس از رفتن روی سکو سقوط کرد و جراحت‌هایی دید و دیگر از ادامه کار عاجز بود. او را به منزلش بردند و سرفه شدیدی بر او عارض گردید و یکی از رگهایش قطع شد و سه ربع بعد در سن ۵۱ سالگی بر اثر بیماری سل درگذشت.

 کامکار2026/08/21



پراکنده 9

  پیش از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب می‌کنم. این نکته مهم در کلیه نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانو...