Wikipedia

نتایج جستجو

۱۴۰۵ فروردین ۲, یکشنبه

پراکنده 2

 







پیش از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب می‌کنم. این نکته مهم در کلیه نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانویس‌های طولانی و موضوعاتی که باید در مورد آن‌ها توضیح جانبی داد ازجمله:

نام‌ها و مکان‌ها، اصطلاحات متدوال ... و بسیار دیگر، جلوگیری شود؛ نکته مورد نظر:

پیش از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب می‌کنم. این نکته مهم در کلیه نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانویس‌های طولانی و موضوعاتی که باید در مورد آن‌ها توضیح جانبی داد ازجمله:

نام‌ها و مکان‌ها، اصطلاحات متدوال ... و بسیار دیگر، جلوگیری شود؛ نکته مورد نظر:

با رنگ متفاوت از زمینه اصل، و

با حروف کژ، و در پاره‌ای از مواقع،

با خط زیرین مشخص شده است.

خواننده درصورت تمایل به آگاهی بیشتر میتواند بر روی واژه، اصطلاح، نام و یا ... "کلیک" کند تا به «ویکی پدیا» رفته و بر آگاهی خود کمی بیافزاید.

مثلاً اگر شما بر روی نام سلطان محمود غزنوی که به صورت «سلطان محمود غزنوی»

 نوشته شده است، "کلیک" کنید، صفحه مورد دلخواه شما باز خواهد شد.

 

*******




 

 



 

مبارزه با باورهای دینی

 

مبارزه با باورهای دینی یکی از محالات است.

مبارزه با هر دینی، بی­هوده است.

برای نابود ساختن یک دین،

کافی ست با برهان علمی،

ایمان و اعتقاد به آن را، سست کرد!

 



 بسیاری از کشورها در طول تاریخ به این مهم پرداختند. ولی، آب در هاون کوبیدند. این مسیر کوبیدن آب در هاون بیش از 4 تا 7 هزار سال (در سراسر دنیا) به طول انجامیده است. نشانه‌های بسیار محکم آن را در زمان‌های نه چندان دور (بیش از 2000 سال پیش) در روم باستان و از آن نزدیک‌تر، در انقلاب 1917 در روسیه را شاهد بودیم.

پس باید چاره دیگری اندیشید،

نه آنکه «نخست باید بر اسلام چیره شد!»

شما بر هیچ دینی نمی‌توانید پیروز شوید. چون ادیان تربیت فرد است، فرهنگ فرد است و قسمت بزرگی از ذهنیات افراد در مسیر زندگی همان فرد را، ساختار است. در اینجا بحث بر سر نیک بودن ویا بد بودن این روند نیست بلکه عمل کرد و کار کرد این روند، دارای اهمیت است.

همانگونه که اشاره شده تاریخ این مهم را چندین و چند بار ثابت کرده است. ولی اما که؛ باید در درجه اول نهادهای اصلی اجتماعی را شناخت. و پس از آن، با کمک کارسازه زمان کاربرد/ کارکرد نهاد مذهب را با یک و یا ترکیبی از دیگر نهادها، جانشین ساخت.

این مهم در کشورهای پیشرفته از جمله:

ممالک اسکاندیناوی، ژاپن، چین، هلند، بلژیک، کره جنوبی/ شمالی و چند کشور دیگر به‌نیکی به انجام رسیده است.

حال می‌پرسید آن پنج نهاد اصلی کدامند؟

این هم نظری بسیار کوتاه براین مهم.

در صورت تمایل این پنج نهاد را بیشتر از این کوتاه گسترش خواهم داد.

استواری و برقراری هر جامعه بستگی تام و تمام با پنج نهاد اصلی و چندین نهاد فرعی (بیشتر جنبه فرهنگی و محلی دارند. لات‌های جوانمر، کلاه مخملی‌ها، شغل‌های مد روز، ارتشی بودن، حاجی شدن، و ... ) دارد و از بحث در این خصوص، خود داری میشود.

تمام جوامع/ همبودها بر این پنج نهاد استوار است.

از نهادهای فرعی چشم پوشی می‌کنیم و آن را به فرصتی دیگر می‌گذاریم و پنج نهاد اصلی را بطور بسیار، بسیار کوتاه از نظر می‌گذرانیم.

این پنج نهاد هریک:

·                       وظیفه و کارکردی دارند. و

·                      ایفا نقش هر نهاد توسط اشخاص است.

·                      نهادها دارای خصوصیات فیزیکی یا ظاهری می‌باشند. و نیز دارای:

·                      خصوصیت مظهری و نشانگاهی نیز هستند.


1.   نهاد خانواده:

وظیفه و کارکرد این نهاد تولید و پرورش کودکان است. نقش‌های آن را پدر و مادر و فرزند اجرا می‌کنند. خصوصیات فیزیکی یا ظاهری آن، خانه و وسایل زندگی است. خصوصیت مظهری و نشانگاهی آن انگشتر/ قباله ازدواج و وصیت نامه می‌باشند.


2.   نهاد تعلیم و تربیت:

وظیفه و کارکرد آن تربیت افراد است برای عضویت‌ها در داخل گروه‌ها (تحصیلی، کار و پیشه، و ...). ایفا نقش توسط معلم و شاگرد است. خصوصیات فیزیکی یا ظاهری آن مدرسه، دانشگاه و کتاب می‌باشند. خصوصیت مظهری و نشانگاهی آن نیز مدارک تحصیلی مانند دیپلم، لیسانس و ... هستند.


3.   نهاد اقتصاد:

وظیفه و کارکرد آن فراهم آوردن خوراک پوشاک و مسکن است. ایفا نقش بر عهدۀ کارفرما، کارگر، تولید/ مصرف کننده گذارده شده است. خصوصیات فیزیکی یا ظاهری آن کارخانه‌ها، ادارات، دفترخانه‌ها، دکان‌ها مغازه ها و ... هستند. خصوصیت مظهری و نشانگاهی پاداش مادی، نشان‌ها، مدال‌ها، و تعلق به اتحادیه‌ها است.


4.   نهاد مذهب:

وظیفه و کارکرد آن برقراری احساس همکاری، ایمان، امید، آرامش و احسان، مراسم ازدواج/ خاکسپاری (سوزاندن و یا ...) است. ایفا نقش توسط آیت الله، آخوند، مراجع تقلید، کشیش، اسقف و ... به اجرا گذارده می‌شوند. خصوصیات فیزیکی یا ظاهری آن مسجد، کلیسا و ... می‌باشند. خصوصیت مظهری و نشانگاهی عبا، عمامه، ردا، خفتان، صلیب، قرآن و ... هستند.


5.   نهاد سیاست:

وظیفه و کارکرد آن ارائه و ثبت قوانین، تغییر آن‌ها و چگونگی اجرا آن و نیز همچنین ایجاد نظم و برقرای ضوابط است. ایفا نقش توسط فرمان دهنده و فرمانبردار به انجام می‌رسد. خصوصیات فیزیکی یا ظاهری آن دستگاه‌های حکومتی ست. خصوصیت مظهری و نشانگاهی درفش (پرچم) قوانین و منشورها می‌باشند.

نکته بسیار مهم آنستکه تنظیم روابط فرد با اجتماع (نهادهای خانواده، تعلیم و تربیت، اقتصاد و مذهب) توسط نهاد سیاست شکل می‌گیرد. به‌بیان دیگر اگر نهادهای خانواده، تعلیم و تربیت، اقتصاد و مذهب را اعضای یک ارکستر سنفونی تصور کنیم، رهبر ارکستر نهاد سیاست. و به همین دلیل است که این رهبر از تمام کنش/ واکنش و برهم کنش‌های این نهادها باید آگاهی کامل و علمی داشته باشد.

 


و بنابر نظر شخصی خودم:

به دلیل ناآگاهی اربابان سیاست از سیاست، ما تاکنون هرگز یک فرد سیاسی در جامعه معاصر ایران نداشتیم.

و ... دارای دانش کافی و دانستن این نهادها و نقش آنان در سامان دادن بر مسائل اجتماعی و تدوین این نهادها در جهت بکارگیری آنها تخصص لازم دارد و این کار فقط و فقط از پژوهشگران، دانشمندان علوم و متخصصین برشمرده در بالا انتظار می‌رود.

برهمکنش این پنج نهاد را باید با دقت بسیار، در نظر داشته باشیم.



کامکار 2026/04/07











تقلیل واقعیت به روایت‌های احساسی

 این تصویر دو ادعای ظاهراً متضاد می‌سازد، اما هر دو بر یک ضعف مشترک سوارند:

تقلیل واقعیت به روایت‌های احساسی.

از یک‌سو، شعار "مرگ بر آمریکا" را به "۴۸ سال عربده" فرو می‌کاهد؛ قضاوتی که با حذف زمینه‌های تاریخی، یک پدیده‌ی پیچیده را به یک رفتار بی‌فکر تقلیل می‌دهد.

از سوی دیگر، روایت نجات‌دادن خلبان آمریکایی را به‌عنوان "حقیقت مردم" عرضه می‌کند؛ روایتی که نه سند دارد و نه نماینده‌ی یک جمعیت، بلکه صرفاً یک نمونه‌ی احساسی است که به‌جای تحلیل، نقش اقناع را بازی می‌کند.



این دو قطب شعار رسمی و داستان مردمی در ظاهر مقابل هم هستند.اما هر دو واقعیت اجتماعی را ساده‌سازی می‌کنند و با ساختن دوگانه‌های آماده‌مصرف، مخاطب را به سمت نتیجه‌ای از پیش‌ساخته هدایت می‌کنند.




حتی جمله‌ی "جامعه حافظه کوتاهی دارد" نیز بیرون از این بازی نیست؛ چون بدون مشخص‌کردن "کدام حافظه" و "کدام فراموشی"، خودش تبدیل به یک ابزار خطابی می‌شود.

در نهایت، مسئله نه تاریخ است و نه مردم؛ مسئله قدرت روایت‌هاست.

وقتی پیچیدگی جامعه را به دو تصویر سیاه ‌وسفید تقلیل می‌دهیم، فهم را افزایش نمی‌دهیم فقط روایت تازه‌ای را جایگزین روایت قبلی می‌کنیم.

برگرفته شده از نوشته: «علی دهقانی»

کامکار 2026/04/06







 

ژست دانای کُل

آنچه امروز در رفتار بسیاری از کنشگران فضای مجازی دیده می‌شود لحن بالا، قطعیتِ بی‌پشتوانه، ژستِ دانای کُل این نه فقط یک "سبک گفتار" است، بلکه محصول ترکیب خطرناک ساختارهای قدرت پلتفرمی و ضعف‌های شخصیتی فردی است.

فضای مجازی نوعی میدان نمادین است که در آن افراد با کمترین سرمایه واقعی، می‌توانند با بیشترین ادعا ظاهر شوند. این تضاد، اغلب به شکل اقتدارنمایی عصبی بروز می‌کند؛ نوعی تلاش برای پنهان کردن خلأ درونی.




در سطح جامعه‌شناختی، شبکه‌های اجتماعی محیط‌هایی هستند که در آن "سرمایه نمادین" به‌سرعت تولید و مصرف می‌شود.

فردی که در جهان واقعی جایگاه تثبیت‌شده‌ای ندارد، ناگهان با چند هزار دنبال‌کننده احساس می‌کند باید نقش "مرجع" را بازی کند. این نقش‌پذیریِ شتاب‌زده، معمولاً با لحن بالا به پایین همراه است، چون تنها ابزار او برای حفظ این جایگاه لرزان، نمایش قدرت است، نه خودِ قدرت. این همان چیزی است که «بوردیو»

 

پی‌یر بوردیو - ویکی‌پدیا

 

 



آن را "خشونت نمادین" می‌نامد:

تحمیل برتری از طریق زبان، نه از طریق توانایی.

اما لایه روانی ماجرا تندتر و عریان‌تر است. بسیاری از این کنشگران در واقع با اضطراب منزلت زندگی می‌کنند؛ ترسی دائمی از دیده‌نشدن، بی‌اهمیت بودن، یا اشتباه کردن.

برای فرار از این ترس، نقاب قطعیت می‌زنند. پشت این نقاب، معمولاً ضعف‌هایی مثل نیاز افراطی به تأیید، ناتوانی در پذیرش نقد، یا شکنندگی هویت نشسته است. لحن بالا به پایین، برای چنین فردی نه انتخاب، بلکه سپر دفاعی است. هرچه درون فرد ناپایدارتر باشد، بیرونش محکم‌تر و تهاجمی‌تر به نظر می‌رسد.




از سوی دیگر، الگوریتم‌ها این ضعف‌ها را تشدید می‌کنند. پلتفرم‌ها به رفتارهای پرخاشگرانه، قاطع و تحقیرآمیز پاداش می‌دهند. نتیجه این است که کنشگر یاد می‌گیرد هرچه از موضع بالاتر حرف بزند، بیشتر دیده می‌شود. این چرخه معیوب، ضعف شخصیتی را به استراتژی ارتباطی تبدیل می‌کند. در نهایت، فردی که در جهان واقعی شاید حتی توان مدیریت یک گفت‌وگوی ساده را ندارد، در فضای مجازی نقش قاضی، فیلسوف، تحلیل‌گر کلان و مرجع اخلاقی را هم‌زمان بازی می‌کند.

در مجموع، برخورد از موضع بالا در فضای مجازی معمولاً نشانه قدرت نیست؛ نشانه ترس، ناامنی، و نیاز به جبران است. جامعه‌شناسی ساختار را توضیح می‌دهد، روان‌شناسی فرد را، و فضای مجازی این دو را در هم می‌تند تا از ضعف، ژست بسازد و از ژست.

برگرفته شده از نوشته: علی دهقانی



کامکار 2026/04/05










سیادت مذهبی

ادیان در طول تاریخ، بارها به نام حقیقت مطلق، خون انسان‌ها را ریخته‌اند. هر جا که ایمان با قدرت گره خورده، مرز میان تقدس و خشونت فرو ریخته و کشتار با زبان آسمان مشروعیت یافته است.

ارتش‌هایی که پرچم خدا را حمل می‌کردند، شهرها را سوزاندند؛ فرقه‌هایی که خود را تنها راه نجات می‌دانستند، نسل‌ها را از میان بردند؛ و رهبرانی که ادعای ارتباط با امر مقدس داشتند، مرگ را به‌عنوان ابزار نظم به کار گرفتند.

در بسیاری از این دوره‌ها، دین نه پناهگاه معنوی، بلکه سلاحی سیاسی بود که با آن قلمرو گسترش یافت، مخالفان خاموش شدند و هویت‌ها پاک‌سازی گردید.

تاریخ نشان می‌دهد که وقتی ایمان به حقیقت مطلق تبدیل می‌شود، انسان‌ها به‌سادگی به نام خدا، هم‌نوع خود را قربانی می‌کنند. این خون‌ریزی‌ها نه استثنا، بلکه بخشی از ساز و کار قدرت‌طلبی دینی در دوره‌های مختلف بوده است؛ ساز و کاری که آثارش هنوز در زخم‌های جمعی ملت‌ها باقی مانده.




 

Karlheinz Deschner



  


زادروز و مرگ 2014–1924  

نویسنده و تاریخ‌پژوه آلمانی بود که بخش عمدهٔ فعالیت علمی خود را به نقد تاریخی نهادهای دینی، به‌ویژه کلیسای کاتولیک، اختصاص داد.

آثار او بر پایهٔ روش‌شناسی مستند، اتکا به منابع اولیه و تحلیل ساختارهای قدرت شکل گرفته‌اند و در فضای پژوهشی آلمان جایگاهی بحث‌برانگیز اما تأثیرگذار دارند. دشنر با رویکردی انتقادی و تاریخ‌محور، به بررسی پیوند میان دین، سیاست و خشونت نهادی می‌پرداخت.

کتاب «جنایات کلیسا»

kriminalgeschichte des Christentums



 


نمونه‌ای شاخص از این رویکرد است. این اثر با تکیه بر اسناد تاریخی، گزارش‌های رسمی و منابع کلیسایی، به تحلیل موارد مشخص خشونت، سرکوب و سوءاستفادهٔ ساختاری در تاریخ کلیسا می‌پردازد.

«دشنر» در این کتاب نه به نقد ایمان فردی، بلکه به نقد عملکرد نهادی و سازوکارهای قدرت مذهبی توجه دارد. اهمیت کتاب در ارائهٔ یک مطالعهٔ مستند و نظام‌مند دربارهٔ تضاد میان آموزه‌های اخلاقی مسیحیت و کارکردهای تاریخی نهادهای کلیسایی است؛ مطالعه‌ای که آن را به منبعی معتبر برای پژوهش در حوزهٔ تاریخ دین، جامعه‌شناسی قدرت و نقد ایدئولوژی تبدیل می‌کند. متأسفانه این کتاب هنوز بفارسی ترجمه نشده .

او با آثار پژوهشی عظیم، به بررسی جنایات، فساد و نقش سیاسی نهاد کلیسا در تاریخ پرداخت و به عنوان یکی از منتقدان ساختاری دین شناخته می‌شود.

 

نکات کلیدی درباره کارل هاینز دشنر:

آثار شاخص: مهم‌ترین اثر او مجموعه ده‌ جلدی «تاریخ جنایات مسیحیت» (Kriminalgeschichte des Christentums) است که به بررسی تاریخی فسادها و جنایات کلیسا می‌پردازد.

کتاب‌های دیگری چون «فاشیسم و کلیسا» و «دین و روحانیت» از دیگر آثار اوست.

دیدگاه و رویکرد: «دشنر» رویکردی انتقادی و ضد کلیسا (Anticlerical) داشت و معتقد بود روحانیت و نهادهای مذهبی همواره در دروغ‌پردازی و سوءاستفاده از قدرت نقش داشته‌اند.

روش‌شناسی: او با استفاده از اسناد و مدارک تاریخی، ادعاهای کلیسا را به چالش می‌کشید و تصویری خلاف روایت رسمی از تاریخ مسیحیت ارائه می‌داد.

شهرت و جایگاه: به دلیل انتقادات بی‌پرده، او به عنوان یک روشنگر "دردسر ساز" برای کلیسا شناخته می‌شد.

کتاب‌های وی به فارسی نیز ترجمه شده‌اند، از جمله «فاشیسم و کلیسا» که به روابط پاپ‌ها با فاشیسم می‌پردازد.

با سپاس و قدردانی بسیار از زحمات دوست فرهیخته‌ام جناب آقای علی دهقانی که بدون ایشان این نوشتار، بوجود نمی‌آمد.

 

کامکار 2026/03/22

 






پراکنده 2

  پیش از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب می‌کنم. این نکته مهم در کلیه نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانو...