Wikipedia

نتایج جستجو

۱۴۰۴ شهریور ۶, پنجشنبه

کورشِ تاریخی قسمت سیزدهم

 


کورشِ تاریخی قسمت سیزدهم




از دوست گرامی خود با نام وام گرفته شده «همنشین بهار» نوشتاری با عنوان «کورشِ تاریخی با توهّماتِ ما، از بُنیاد متفاوت است» را دریافت کردم.

نوشته ایشان بدون هیچگونه دستکاری نعل به نعل و جزء به جزء آورده شده است.

تنها موردی را که میتوان به آن اشاره داشت آن است که نوشته ایشان برای انتشار در "وبلاگ" تنظیم گردید. لذا؛ صفحه‌بندی با نسخه اصلی متفاوت است.

کامکار 2025 م.

 


· همنشین بهار:

· کورشِ تاریخی با توهّماتِ ما، از بُنیاد متفاوت است

· قسمت سیزدهم

کورش هیچ ربطی به ذوالقرنین ندارد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درحالیکه بسیاری از ما «کورش تاریخی» را نمی‌شناسیم؛ و به مضمون و محتوای منشورش Cyrus Cylinder [سایروس سیلندر] آشنایی دقیق نداریم، مرتجعین در توبره ما آشغال می‌ریزند و بارمان می‌کنند.

هر کسی از ظّن خویش، کورش را توصیف می‌کند از ‌ابوالکلام آزاد و صاحب تفسیر المیزان و ناصر مکارم شیرازی تا علی‌اکبر رائفی‌پور و حسن عباسی و مسعود رجوی...

همچنین آن به اصطلاح «جامعه شناس دانشگاه فرانسه»! و «دین‌خویان»ی که گمان می‌کنند با هیستری ضدمذهبی دشنه ارتجاع غلاف می‌شود.

کم نیستند کسانیکه به تقلید از آخوندهای عمامه‌دار و بی‌عمامه، می‌پندارند کورش همان ذوالقرنین است که در کتاب دانیال تورات و سوره کهف قران اشاره شده! درحالیکه شواهد باستان‌شناسانه غیر از تفسیر به رأی است.

از طریق شواهد باستان‌شناسانه نمی‌توانیم بگوییم که ذوالقرنین چه کسی بوده‌است. بگذریم که لقب ذوالقرنین درباره اسکندر مقدونی که تصویر او بر روی سکه‌هایش با دو شاخ حک شده، بیشتر همخوانی دارد تا با مجسمه‌ای در پاسارگاد که دو بال (و نه دو شاخ) دارد و بر اساس کتیبه‌ای ظاهرا از بین رفته به کورش منسوب شده‌است. کورش هیچ ربطی؛ هیچ ربطی به ذوالقرنین ندارد...

ادامه دارد

 

· این بحث بیش از ۱۴ قسمت است.

http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=701




ادامه دارد...

کامکار سوئد 2025/08/28

کورشِ تاریخی قسمت دوازدهم

 


کورشِ تاریخی قسمت دوازدهم






از دوست گرامی خود با نام وام گرفته شده «همنشین بهار» نوشتاری با عنوان «کورشِ تاریخی با توهّماتِ ما، از بُنیاد متفاوت است» را دریافت کردم.

نوشته ایشان بدون هیچگونه دستکاری نعل به نعل و جزء به جزء آورده شده است.

تنها موردی را که میتوان به آن اشاره داشت آن است که نوشته ایشان برای انتشار در "وبلاگ" تنظیم گردید. لذا؛ صفحه‌بندی با نسخه اصلی متفاوت است.

کامکار 2025 م.

 



· همنشین بهار:

· کورشِ تاریخی با توهّماتِ ما، از بُنیاد متفاوت است

· قسمت دوازدهم

شیخ صادق خلخالی و پادشاه هخامنشی

شیخ صادق خلخالی، جزوه‌ای دارد که‌ ای کاش و صد کاش در همان زمان شاه در معرض دید همگان قرار می‌گرفت. این به اصطلاح رساله تحقیقی که «کورش دروغین و جنایتکار» نام دارد، به دروغ و تزویر آلوده‌است.

در کتاب تاریخ ایران باستان تألیف حسن پیرنیا، از قول یک مورخ یونانی آمده‌است که که کورش پسر چوپانی بود از ایل مُردها، که از شدت احتیاج مجبور شد راهزنی پیش گیرد….

جناب خلخالی این عبارات را چنین نقل کرده‌ بود:

«... ـ کورش پسر جوانی بود اهل مُر که از شدت احتیاج مجبور شد راه زنی پیش گیرد و لواط بدهد.»

۱) ایل مردها را به اهل «مر» بَدَل نمود.

۲) پسر چوپان را پسر جوان نوشت.

۳) راهزنی که هجوم بر کاروان‌ها و «راهداری» معنا می‌دهد، با تغییر املاء کلمه، به راه زنی به معنای لواط دادن (؟)، جلوه داد.

بعد از حلوا حلوا شدن این یاوه نامه، محمد ابراهیم باستانی پاریزی و سعیدی سیرجانی، و شاگردان خانلری و زرینکوب و… و حتی یکی دو نفر از عالمان دین، به خالی‌بندی‌های او واکنش نشان دادند.

ــــــــــــــــ

توماس جفرسون، از کورش الهام گرفته‌؟!

وقتی به منشور کورش دقیق می‌شویم، دو نکته جلب نظر می‌کند.

یک - در آن اشاره‌ای به «زن» (زنان) نشده‌است.

دو- خطابش بیشتر اول شخص است.

متون حقوق بشری چه درگذشته‌های دور مثل قانون‌نامه اورنامو The Code of Ur-Nammu، کتیبه گوده‌آ، قانون حمورابی، و چه بعدها، همچون اعلامیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون ژنِو، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی) مخاطبش بیشتر سوم شخص است. فرمان کورش، برخلاف قانون حمورابی که حدود ۱۲۰۰ سال پیش از کورش است و به سوم شخص هم اشاره دارد، بیشتر از من صحبت می‌کند.

من...منم کورش، شاه جهان، شاه بزرگ (من چنین کردم...چنان کردم)

ــــــــــــــــ

سخنان نیل مک گرگور

آقای نیل مک گرگور، استاد تاریخ دانشگاه گلاسکو و از مدیران پیشین نگارخانه ملی لندن در دقیقه ۲ به بعد - آخر ویدئوی زیر

https://www.youtube.com/watch?v=Pd7KmEgTBTM

وقتی به توماس جفرسون اشاره می‌کنند که گویا وی از کورش الهام گرفته‌، می‌فرمایند:

«... ـ قانون اساسی آمریکا به نحوی برگرفته از منشور کورش است. »

ایشان به‌خوبی می‌دانند زمانیکه قانون اساسی آمریکا نوشته می‌شد، هنوز منشور کورش در دل خاک بود و به دست نیامده بود تا توماس جفرسون و دیگران از آن اقتباس کنند.

لوح استوانه‌ای کورش در سال ۱۸۷۸ در عمران بابل، با حفاری‌های هرمزد رسام کشف شده و بین این دو سند فاصله بسیار است.

ـــــــــــــــــــــ

الواح تحت جمشید در شیکاگو

سال‌های ۱۳–۱۳۱۲ و ۱۷–۱۳۱۶ در کاوش‌های تخت‌جمشید و کاخ خزانه، شمار بسیار زیادی «گل‌نوشته» کشف شد که بیشترشان از باروی استحکامات شمال خاوری به دست آمدند. در میان گل‌نوشته‌ها، الواحی هم به زبان آرامی، و زبان بابلی نو (اکدی) و… وجود داشت.

پژوهش و خوانش لوحه‌ها توسط جرج کامرون G. Cameron متخصص زبان‌های باستانی انجام شد که در کتاب لوحه‌های خزانه تخت‌جمشید Persepolis Treasury Tablets   ثبت شده‌است. پس از آن ریچارد هالوک R. T. Hollock   کار را بر روی حدود دو هزار لوحه بدست آمده از باروی تخت‌جمشید ادامه داد و گزارش و ترجمان خود را در کتاب لوحه‌های استحکامات تخت‌جمشید Persepolis Fortification Tablets در سال ۱۹۶۹ منتشر ساخت. ایشان پس از آن نیز چندین مقاله در این زمینه در نشریات گوناگون به چاپ رساند. ریچارد هالوک در سال ۱۹۷۷ خبر از خوانش ۴۵۰۰ لوح دیگر را هم داد اما پس از درگذشت او، تکمیل و منتشر نشدند. بعدها صحبت از حراج این گل‌نوشته‌ها شد که یکی داستانی‌ست پُر آب چشم. الواح مزبور از سال ۱۳۱۴ نزد مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو The Oriental Institute(OI  به امانت مانده بود و دکتر عبدالمجید ارفعی هم در کتاب «گل‌نوشته‌های باروی تخت جمشید» به آن اشاره کرده‌است.

ـــــــــــــــــــــ

پساحقیقت  Post-truth

سال ۱۹۱۷؛ بعد از بیانیه بالفور Balfour Declaration (تعهد انگليس که در منطقه فلسطين کشوری يهودی ايجاد کند) تصویر پادشاه انگلستان در کنار پیکره کورش بزرگ، چاپ و پخش شد. سال ۲۰۱۹ هم، بعد از آنکه عالیجناب ترامپ، بلندی‌های جولان را جزو قلمرو اسرائیل دانست و بیت المقدس را به عنوان پایتخت آن کشور به رسمیت شناخت، نتانیاهو 'بلندی‌های ترامپ' را در جولان رونمایی کرد و سکه‌ای در اسرائیل ضرب شد که روی آن نقشی از دونالد ترامپ در کنار نقشی از کورش هخامنشی حک شده بود.

کورش بزرگ کنار ترامپ! بازی با حقیقت، یا بهتر بگویم «پساحقیقت» Post-truth.  گزاره‌هایی که واقعی احساس می‌شود اما پایه و اساسی در واقعیت ندارند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مقاله اشپیگل (که در بخش‌های پیشین به آن اشاره شده) به آلمانی

https://www.spiegel.de/spiegel/a-564395.html

مقاله اشپیگل به انگلیسی

https://www.spiegel.de/.../falling-for-ancient-propaganda

در واکنش به مقاله اشپیگل، آقایان کاوه فرخ و سام صفوی زاده و… یاداشتهایی با عنوان «دیدگاه‌های بی‌پایه دربارهٔ کورش بزرگ» و «جنگ صلیبی علیه کورش بزرگ» منتشر کردند.

یاداشت آقای کاوه فرخ در آدرس زیر است:

http://koroshhakhamanesh.blogfa.com/post/39

مقاله آقای سام صفوی زاده و

http://www.rozanehmagazine.com/Rozanehweb/cyrusthegreat.html

· این بحث بیش از ۱۴ قسمت است.

http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=701



ادامه دارد...

کامکار سوئد 2025/08/28


کورشِ تاریخی قسمت یازدهم

 


کورشِ تاریخی قسمت یازدهم



از دوست گرامی خود با نام وام گرفته شده «همنشین بهار» نوشتاری با عنوان «کورشِ تاریخی با توهّماتِ ما، از بُنیاد متفاوت است» را دریافت کردم.

نوشته ایشان بدون هیچگونه دستکاری نعل به نعل و جزء به جزء آورده شده است.

تنها موردی را که میتوان به آن اشاره داشت آن است که نوشته ایشان برای انتشار در "وبلاگ" تنظیم گردید. لذا؛ صفحه‌بندی با نسخه اصلی متفاوت است.

کامکار 2025 م.



· همنشین بهار:

· کورشِ تاریخی با توهّماتِ ما، از بُنیاد متفاوت است

· قسمت یازدهم

نشانی از ضبط «کوروش» در متون کهن نیست

چنانچه بخواهیم به «سنّت خط و زبان فارسی» پایبند باشیم، می‌بایست ضبط «کورش» را [به جای کوروش] به کار ببریم. چرا؟ چون خط؛ به عنوان پدیده‌ای ایستا به نوعی نظم‌دهنده‌ زبان به عنوان پدیده‌ای پویاست و از آنجا که کاربُرد خط، به نگارش‌درآوردنِ زبان است، می‌باید نام و واژه‌ای را ثبت و ضبط کند که اهل زبان، به کار برده‌اند.

در قدیمی‌ترین متون فارسی و عربی ‌از «کورش» استفاده شده و جز نقل قولی از «حمزه اصفهانی در کتاب منسوب به وی (سنی ملوک الارض و الانبیاء = تاریخ‌ کبار الامم)، نشانی از ضبط «کوروش» در متون کهن نیست. ابوالفرج بن عبری در کتاب مختصر الدُول و ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، نام بنیان‌گذار پادشاهی هخامنشی را «کورُش» نوشته‌اند. ابوالحسن علی بن حسین مسعودی در «مروج الذهب و معادن الجوهر»، «کورُس» و طبری در تاریخ الرُسل و الملوک (و ابن اثیر در تاریخ کامل) «کِی‌رُش» نوشته‌اند.

«... ـ وهب بن منبه» در تفسیر آیه‌ای از قران، به بُخت النصر اشاره می‌کند و می‌گوید: «ثم أخر به بختنصر….. من ملوک فارس یقال له کورش». «سمعانی»، شعری عربی را به نقل از یک شاعر ایرانی نقل کرده است: «و بیت المقدس المعمور بیت // ورثناه عن المتقدمینا بناه کورش البانی المعالی...»

...

ابن خلدون از ضبط کورش استفاده کرده‌ و در لغت‌نامه دهخدا نیز «کورش» ضبط شده‌است. باستانی پاریزی، عنوان کتاب «مولانا عبدالکلام آزاد» را که به ذوالقرنین اشاره دارد، «کورش کبیر،...» ترجمه کرده و در ادبیات تاجیکی هم، برای مثال در کتاب کورش کبیر اثر «برات عبدالرحمن»، کورش (و نه کوروش) نوشته شده‌است.

درآوانگاری هم، «کورش» معادل فارسیِ Kuroš است و «کوروش» معادل Kuruš.

در فارسی اسم «کورس» کم نیست، اما کوروس نداریم.

ادامه دارد

· این بحث بیش از ۱۴ قسمت است.

http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=701





ادامه دارد...

کامکار سوئد 2025/08/28

کورشِ تاریخی قسمت چهاردهم

  کورشِ تاریخی قسمت چهاردهم از دوست گرامی خود با نام وام گرفته شده «همنشین بهار» نوشتاری با عنوان « کورشِ تاریخی با توهّماتِ ما، از بُنیاد م...