شاهنامه بخش ششم
پیش
از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب میکنم. این نکته مهم در کلیه
نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانویسهای طولانی و
موضوعاتی که باید در مورد آنها توضیح جانبی داد ازجمله:
نامها
و مکانها، اصطلاحات متدوال ... و بسیار دیگر، جلوگیری شود؛ نکته مورد نظر:
با
رنگ متفاوت از زمینه اصل، و
احتمالاً
با حروف کژ، و در پارهای از مواقع،
با
خط زیرین مشخص شده است.
خواننده درصورت تمایل
به آگاهی بیشتر میتواند بر روی واژه، اصطلاح، نام و یا ... "کلیک" کند
تا به «ویکی پدیا» رفته و بر آگاهی خود کمی بیافزاید.
مثلاً
اگر شما بر روی نام سلطان محمود غزنوی که به صورت "سلطان محمود غزنوی" نوشته
شده است، "کلیک" کنید، صفحه مورد دلخواه شما باز خواهد شد.
بازگردانیهای
شاهنامه
نخستینبار
در سال ۶۰۱
خورشیدی، بُنداری اصفهانی
بنداری
اصفهانی - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
شاهنامه
را به زبان عربی ترجمه کرد و پس از آن برگردانهای دیگری از این اثر، انجام گرفت.
گفته میشود نخستین ترجمه از شاهنامه به عربی، بهدست اثیرالملک نیشابوری انجام
شده، اما اکنون متنی از آن در دست نیست. بُنداری اصفهانی تنها دوسوم شاهنامه
را ترجمه کرد و رویدادهای آن را خلاصه و بدون توصیفهای ادبی و شاعرانه در کتابش
آورد.
اولین
فرانسوی که به فردوسی و شاهنامه پرداخته، ژان شاردن،
ژان
شاردن - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
ایرانشناس و جهانگرد فرانسوی است.
پس از او لویی - متیو
لانگلس
لویی-متیو
لانگلس - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
بود که برپایهٔ پژوهشهایش دربارهٔ فردوسی و شاهنامه به سخن پرداخت.
پس
از مدتی ژول مل،
ژول مل -
ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
ترجمهٔ
شاهنامه را در سال ۱۸۲۶ و بهدستور دولت فرانسه آغاز
کرد و تا پایان عمر در سال ۱۸۷۶ به این کار پرداخت.
ویلیام
جونز نخستین کسی است که در انگلستان
و حتی اروپا از فردوسی و شاهنامه سخن گفت. جونز متوجه شباهت میان زبان فارسی و
زبانهای هندواروپایی شد و این را از راه مطالعهٔ شاهنامه به زبان فارسی بهدست آورد.
در سال ۱۷۹۳
گزیدهای از شاهنامه بهدست S. F. G. Vahl به زبان آلمانی ترجمه شد. پس
از آن Graf Von Ludolf ترجمهای دیگر را در سال ۱۸۱۱
انجام داد.
یکی
از برگردانهای شناخته شدهٔ شاهنامه به زبان آلمانی، ترجمهٔ یوزف فون هامر
پورگشتال
خاورشناس
اتریشی است. او در سال ۱۸۱۳ بخشی از شاهنامه را ترجمه و
منتشر کرد. فریدریش روکرت Friedrich Rückert
فریدریش
روکرت - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
در
سال ۱۸۱۹
پس از دیدار با هامر دست به ترجمهٔ شاهنامه زد. پژوهشها و ترجمههای بسیاری
دربارهٔ فردوسی و شاهنامه در کشورهای شوروی سابق و به زبانهای آذری، ارمنی،
ازبکی، اوکراینی، تاجیکی، روسی و گرجی انجام شدهاست.
در
ارمنستان، همزمان با پایان زندگی فردوسی، توجه به شاهنامه آغاز شد. گریگور
ماگیستروس،
گریگور
ماگیستروس - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
تاریخدان
و شاعر نامدار ارمنی، در رسالهٔ خود اشارههای فراوانی به بخشهای گوناگون شاهنامه
کردهاست.
ترجمهای
از تمام شاهنامه بهدست «ملا خاموش» به زبان ازبکی در دست است که از آن دو نسخهٔ
دستنویس به سال ۱۰۹۳
میلادی در کتابخانهٔ تاشکند وجود دارد. شنیدهام چاپها و ترجمههای دیگری نیز به
زبان ازبکی در دسترس است.
ترجمهٔ
شاهنامه به زبان اوکراینی در سال ۱۸۹۶ در «کییف» منتشر و چاپ پسین
آن در ۱۹۲۲
انجام شد. در سال ۱۹۴۰
کتابی با نام «دربارهٔ فردوسی و شاهنامهٔ او»، نوشته صدرالدین عینی
صدرالدین
عینی - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
در
تاجیکستان چاپ شد.
سال
۱۹۵۴
محمد نوری عثمانوف
محمد
نوری عثمانوف - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
کتاب
مقام شاهنامهٔ فردوسی در ادبیات تاجیکی قرون نهم و دهم میلادی را در مسکو منتشر
کرد. منظومههایی از شاهنامهٔ فردوسی هم بهدست سیمون لیپکین در ۱۹۵۹
ترجمه و چاپ شدهاست.
نخستین
بار در سال ۱۸۱۵
پارههایی از شاهنامه به روسی ترجمه شد. «سوکولوف» دو بار در سالهای ۱۹۰۵
و ۱۹۱۵
به ترجمهٔ شاهنامه دست زد. نخستین بار از آغاز تا پایان «پادشاهی فریدون» را ارائه
کرد و در بار دوم، «داستان زال و رودابه» و «رستم و سهراب» را ترجمه کرد. در ۱۹۱۵
«کریمسکی» بخشهایی از شاهنامه را ترجمه و در مسکو به چاپ سپرد. در ۱۹۵۵
ترجمهٔ متن کامل شاهنامه به نظم روسی در شش جلد و زیر نظر آکادمی علوم اتحاد شوروی
آغاز و نخستین جلد آن در ۱۹۷۵ چاپ شد.
شنیدم
کهنترین ترجمهٔ شاهنامه به زبان گرجی، اندکی پس از درگذشت فردوسی در سدهٔ دوازده
میلادی انجام شده، اما از آن ترجمه اثری نیست. گویا ترجمههایی هم به زبانهای
اردو، ایتالیایی، بنگالی، پشتو، ترکی، چکی، دانمارکی، رومانیایی، ژاپنی، صربی،
سوئدی، عبری، کردی، گجراتی، لاتین، لهستانی، مجاری و هندی انجام شدهاست.
افزون بر آنچه رفت، برگردانها، پژوهشها و چاپهای فراوانی دربارهٔ فردوسی و شاهنامه در سراسر گیتی انجام شدهاست.
شمار
دیگری از بازگردانیهای شاهنامه:
بازگردانی
هاگمان به زبان لاتین در سال ۱۸۰۱
بازگردانی
استفان وستون به زبان انگلیسی در سال ۱۸۱۵
بازگردانی
هلن زیمرن به زبان انگلیسی در سال ۱۸۲۲
بازگردانی
تولو رابرستن به زبان انگلیسی در سال ۱۸۳۱
بازگردانی
هالیستن به زبان لاتین در سال ۱۸۳۹
بازگردانی
فن استار کنفلس به زبان آلمانی در سال ۱۸۴۰
بازگردانی
مودی به زبان گجراتی که به سال ۱۸۹۷ الی ۱۹۰۴
در بمبئی به چاپ رسید.
بازگردانی
ژرژ وارنر و ادموند وارنر به زبان انگلیسی در سال ۱۹۰۵
بازگردانی
بگستون به زبان انگلیسی در سال ۱۹۰۷
بازگردانی
راجرز به زبان انگلیسی در سال ۱۹۰۷
بازگردانی
ویلیام استیگند به زبان انگلیسی در سال ۱۹۰۷
بازگردانی
«تیریاکیان» از داستان اردشیر بابکان به زبان ارمنی که در سال ۱۹۰۹
در نیویورک به چاپ رسید.
بازگردانی
والاس گاندی به زبان انگلیسی در سال ۱۹۱۲
بازگردانی
اسیگمن به زبان آلمانی در سال ۱۹۱۹
بازگردانی
ژرژ لچینسکی به زبان آلمانی در سال ۱۹۲۰
بازگردانی
ورنر یانسن به زبان آلمانی در سال ۱۹۲۲
بازگردانی
رادو آنتال به زبان مجاری در سال ۱۹۳۱
بازگردانی
آرتور کریستنسن به زبان دانمارکی در سال ۱۹۳۱
بازگردانی
آکسل اریک هرملین به زبان سوئدی در سال ۱۹۳۱
بازگردانی
ژوزف اوربلی به زبان روسی در سال ۱۹۳۴
*******
نسخههای
خطی شاهنامه
شکوفایی
زبان فارسی از دوران سامانیان (۹۹۹-۸۷۳)، تا پایان دوره صفوی (۱۷۲۲-۱۵۰۲) فراز
و نشیبهایی داشت. در آن دوران زبان فارسی و فرهنگ ایرانی از مرزهای ایران گذشت و
بطورخاص بر زبان و فرهنگ کشورهای همسایه تاثیر گذارد. اگر در کتابخانههای
هندوستان، در «بنارس» و «دهلی نو» و... یا آرشیو عثمانی و موزه توپقایی و... نسخههای
دستنویس شاهنامه میبینیم، عجیب نیست. برگهایی از نمونههای خطی شاهنامه در
کتابخانهها و موزههای آمریکا و اروپا نیز یافت میشود. ازجمله موزه ریتبرگ Rietberg Museum در
شهر زوریخ آلمان و موزه متروپولیتن Metropolitan Museum نیویورک، کتابخانه چستربیتی Chester Beatty Library در شهر دوبلین ایرلند.
همچنین
میتوان به نسخهٔ موجود در کتابخانهٔ اورینتال دانشگاه سنت جوزف
بیروت اشاره کرد که گمان میرود حدود ۶۳۰ هجری نوشته شدهاست. ویا
نسخهٔ موجود در موزهٔ بریتانیا، که سال ۶۷۵ هجری نوشته شده و نسخهٔ
کتابخانهٔ موزهٔ ملی قاهره که تاریخ ۷۴۱ هجری را دارد.
نسخههای
دستنویس شاهنامه بسیار است، کهنترین دستنویس تاریخدار شناخته شده به دویست
سال پس از سرایش این اثر به سال ۶۱۴ ه.ق (۱۲۱۷
میلادی) بازمیگردد و در کتابخانهٔ ملی فلورانس نگهداری میشود. ضبط کهنِ
بسیاری از واژهها، کمتربودنِ شمار ابیات الحاقی، و رعایتکردن قاعدهٔ ذال معجم از
ویژگیهای این دستنویس است.
در
زبان فارسی دری قدیم – خصوصاً پیش از مغول – هرگاه در واژهای فارسی، پیش از «د»،
حرکت بود، دال را ذال مینوشتند و میخواندند. به این ذال، ذال معجم میگفتند.
مثلاً به جای «باشد»، «باشذ» مینوشتند. در دستنویسهای کهن این قاعده
رعایت میشد.
*******
در
برخی از ابیات شاهنامه دست بردهاند
قدیمیترین نسخه موجود شاهنامه
که در کتابخانه ملی فلورانس موجود است، با زمان فردوسی بیش از دو قرن فاصله دارد و
در عرض دویست سال بسیار دستبردها یا ابیات من در آوردی، میتواند در این گنجینه
رفته باشد، بخصوص در ایام پر آشوب خراسان.
نسخه
خطی فلورانس که (تا حالا) کهنترین و معتبرترین نسخه موجود شاهنامه است. با همت
ایران شناس ایتالیایی آنجلو میکله پیه مونتسه Angelo Michele
Piemontese که
حق بزرگی به گردن مصححین شاهنامه دارد، کشف شدهاست. نسخه فلورانس تنها نیمه نخست
شاهنامه
(تا
پایان پادشاهی کیخسرو) را در بردارد.
از
نسخههای قدیمی شاهنامه یکی در موزه بریتانیا است. شاهنامهٔ بایسنقری
شاهنامه
بایسنقری - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
هم که از دید کتابآرایی و ارزشهای هنری از اهمیت فراوانی برخوردار است در کتابخانه کاخ موزه گلستان نگهداری میشود.
نسخه
دارالکتاب قاهره، نسخه کاخ توپقاپی (طوپقپو سرایی) استانبول، نسخههای ایلخانی،
تیموری، تهماسبی شاهنامه، و نسخهای که در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی در مشهد
نگهداری میشود را نیز میتوان نام برد که همه مشهورند ولی هیچکدام تمام و کمال و
«این است و جز این نیست»، نیست.
ای کاش به نسخهای از شاهنامه
دسترسی داشتیم که بی زنگار و بی غل و غش بود، نه قابی که در آن هر ناسخ و کاتبی
تصویر عقاید خود را ترسیم نموده باشد. دریغا که چنین نمونهای از شاهنامه در دسترس
نیست.
نسخهبرداران
و نسخهپردازان متعصب ابیاتی را یا زدوده (مانند برخی از مصرعها که تراشیده و پاک
شده و ابیات ناقص گشته)، یا افزودهاند. مانند چهار بیت که در مدح چهار خلیفه
مسلمین (ابوبکر و عمر و عثمان و علی) سر هم شده و در حاشیه ابیات متن اضافه شدهاست.
دستکاری در اعتقادات فردوسی آن قدر زیاد بوده و مرتجعین در دوران سیطره حکمرانان بر ایران به قدری دخالت نمودهاند که گاه سراسر یک قطعه، میدان ستیز سنی و شیعه شده و گویندگان یا کاتبانی که اندیشهای خلاف اعتقادات خود در متن یافتهاند و یا سخن فردوسی را در تایید مطلوب خود کوتاه پنداشتهاند به افزودن و کاستن ابیات پرداختهاند.
*******
از دوست گرامی خود با نام وام گرفته شده «همنشین بهار» نوشتاری/
کتابی با عنوان « شاهنامه فردوسی تأملی عظیم است» را دریافت
کردم.
نوشته ایشان بدون هیچگونه دستکاری نعل به نعل و جزء به جزء آورده شده
است.
تنها نکاتی را که میتوان به آن اشاره داشت آن است که نوشته ایشان برای
انتشار در "وبلاگ" تنظیم گردید. لذا؛ صفحهبندی با نسخه اصلی متفاوت
است.
صفحهبندی/ اصلاح/ ویرایش/ پیرایش/ آرایش و پیوند نوشته/ کتاب با
«ویکی پدیا دانشنامۀ آزاد»، و
دیگر دگرگونیهای لازم در جهت چشمنوازی مطلب و کوشش در
جلوگیری از خستگی خوانندگان این کتاب در ارتباط مستقیم با تنظیم/ قالببندی آن با
محدودیتهای «وبلاگ» چالش برانگیز بود.
پایان بخش ششم
امیدوارم اشتباهات غیرعمد توسط خوانندگان یادآوری و اصلاحات لازم
پیشنهاد گردد.
این کتاب در هفت بخش جداگانه نوشته شده است.
منابع و مأخذ در بخش (هشتم) ذکر شده است.
کامکار
2026/05/20
ادامه دارد








هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر