شاهنامه بخش هفتم
پیش
از هرچیز توجه خوانندگان را به یک نکته مهم جلب میکنم. این نکته مهم در کلیه
نوشته «وبلاگ» بکار گرفته شده است. برای آن که از ازدیاد پانویسهای طولانی و
موضوعاتی که باید در مورد آنها توضیح جانبی داد ازجمله:
نامها
و مکانها، اصطلاحات متدوال ... و بسیار دیگر، جلوگیری شود؛ نکته مورد نظر:
با
رنگ متفاوت از زمینه اصل، و
احتمالاً
با حروف کژ، و در پارهای از مواقع،
با
خط زیرین مشخص شده است.
خواننده درصورت تمایل
به آگاهی بیشتر میتواند بر روی واژه، اصطلاح، نام و یا ... "کلیک" کند
تا به «ویکی پدیا» رفته و بر آگاهی خود کمی بیافزاید.
مثلاً
اگر شما بر روی نام سلطان محمود غزنوی که به صورت "سلطان محمود غزنوی" نوشته شده
است، "کلیک" کنید، صفحه مورد دلخواه شما باز خواهد شد.
ابیات زیر
از فردوسی نیست
·
میازاز موری که دانهکِش است
که جان دارد و جانِ شیرین خوش است
اصل شعر
فردوسی این بوده که سعدی کمی تغییر داده:
مَکُش
مورکی را که دانهکِش است
که جان
دارد و جانِ شیرین خوش است
·
چنین گفت پیغمبر راستگوی
ز گهواره تا گور دانش بجوی
مصرع دوم
شعر بالا را «فخرالاسلام ذاکری» در سال ۱۳۱۵ هجری قمری سروده، شاعر بخش نخست هم مشخص نیست.
·
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را به جایی رسیدهاست کار
·
که تاج کیانی کند آرزو
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
در ترجمه
عربی شاهنامه (الشاهنامه)، اثر بُنداری اصفهانی (فتح بن علی بن محمد بنداری ملقب
به قوام الدین)، مضمون ابیات فوق نه در این موضع، بلکه در حدود ۱۰ بیت پیش از آن دیده میشود. در ۱۲ نسخه از میان ۱۵ نسخه مبنای تصحیح جلال خالقی مطلق، ابیات فوق اصلاً
وجود ندارد یعنی به لحاظ نسخه شناسی (اینطور که شاهنامه پژوهان گفتهاند) بعداً
توسط دیگران افزوده شدهاست.
جلال
خالقی مطلق، با مقایسه نُسخ موجود دو بیت فوق را جعلی میداند. ازهمین رو در کروشه
[ ]، گذاشته، یعنی به شاهنامه اضافه شدهاست.
او دو
بیت فوق را جعلی میداند که احتمالاً برای تسلی غرور زخم خورده ایرانیان توسط
دیگران به نسخههای جدیدتر شاهنامه افزوده گشته است. این ابیات را در نسخههای
کهنتر شاهنامه نمیتوان یافت. آنطور که شاهنامهشناسان گفتهاند ارتباط این دو
بیت با ابیات قبل و بعد بسیار ضعیف است. از این گذشته واژه تفو از
واژههای شاهنامه نیست و جز در دو بیت الحاقی دیگر نیامدهاست. بگذریم که
تحقیر قومی به بهانه نوشیدن - مثلا - شیر شتر، نگرشی ارتجاعی و نژادپرستانه است و
با شأن و شخصیّت فردوسی خوانایی ندارد.
نکته مهم
دیگر این است که ابیات مورد بحث در سیاق روایت آمده و حتی به فرض صحت،
لزوماً بیانگر دیدگاه فردوسی نیست. در نمایشنامه اتللو
اتلو -
ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
هم دیدگاه
و ارزیابی او لزوماً حرف شکسپیر
ویلیام
شکسپیر - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
نیست. در
کتاب جنایات و مکافات،
جنایت
و مکافات - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
هر آنچه
«راسکول نیکف» Raskolnikov (شخصیت اصلی کتاب) میگوید و میپندارد
لزوماً اعتقاد و نظر داستایفسکی
فیودور
داستایفسکی - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
نیست.
در شاهنامه عمده بیتهای معروف بدگویی از رخسار و خصلت عرب هم، تماماً از زبان یزدگرد سوّم و رستم فرخزاد بیان میشود و نه از زبان فردوسی.
·
ندارم به دل بیم از تازیان
که از دیدهشان دیده دارد زیان
·
که هم مارخوارند و هم سوسمار
ندارند جنگی گه کارزار
مضمون این
دو بیت در ترجمه عربی بُنداری اصفهانی (الشاهنامه) نیست.
در ۱۴ نسخه (از ۱۵ نسخه) مبنای تصحیح دکتر جلال خالقی هم نیست و الحاقی
بودن آن کاملاً آشکار است. ابیات زیر هم از فردوسی نیست:
·
ز سُم ستوران در آن پهن دشت
زمین شش شد و آسمان گشت هشت
·
بروز نبرد آن یل ارجمند
به تیر و کمان و به گرز و کمند
·
بُرید و درید و شکست و ببست
یلان را سر و سینه و پای و دست
·
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
از ۱۵ نسخه شاهنامه که پایه کار دکتر خالقی بوده، بیت بالا
فقط در چهار نسخه (مربوط به سده هشتم و نهم) دیده میشود. بیت زیر هم (به این
صورت) از فردوسی نیست:
·
چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم و بَر زنده یک تن مباد
اصل شعر،
این بودهاست:
نباشد به
ایران تن من مباد
چنین دارم
از موبَد پاک یاد
که چون
برکشد از چمن بیخ سرو
سزد گر
گیا را نبوید تذرو
تذروها
- ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
*******
چهار
مقدمهٔ در ابتدای نسخههای خطی شاهنامه
چهار
مقدمهٔ کلاسیک (به صورت دستنویس) در ابتدای نسخههای خطی
شاهنامه چاپ شدهاست.
۱- مقدمهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری،
۲- مقدمهٔ نسخهٔ فلورانس،
۳-مقدمهٔ اوسط،
۴- مقدمهٔ بایسنقری
کهنترین
آنها مقدمه شاهنامهٔ ابومنصوری است که به قلم ابومنصور المعمری
ابومنصور
معمری - ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
(پیشکار سپهسالار
خراسان) نوشته شدهاست. بعدها که فردوسی شاهنامهٔ منظوم را آفرید، همین مقدمه
را در ابتدای شاهنامهٔ منظوم قرار دادند و سپس مطالب دیگری بر آن
افزودند. نسخهٔ فلورانس کهنترین و یکی از معتبرترین دستنویسهای بهجایمانده
از شاهنامهاست. مقدمه سوم (اوسط) اصالت خاصی ندارد. و اما
مقدمهٔ
شاهنامهٔ بایسنقری
از سده
نهم هجری شاهنامه بایسنقری (نسخهٔ نگارهدار شاهنامه فردوسی) بر سر زبانها افتاد.
در مقدمه بایسنقری که در سال ۸۲۹ هجری به فرمان نوهٔ تیمور گورکانی، نوشته شده، آمده که
چون انوشیروان به جمعآوری تاریخ گذشته تمایل داشته، پیوسته به اطراف و اکناف جهان
فرستادی تا در هر مملکت حکایات ملوک آنجا یا هر قضایای دیگر که شایسته ذکر بودی،
تفحص نموده و تحقیق میکردند و نسخه آن به کتابخانه میسپردند و چون به زمان
یزدگرد شهریار رسید، مجموع آن تواریخ، بهطور پراکنده در خزانه او جمع آمده بود.
«دانشور دهقان» را بفرمود تا آن تواریخ را فهرستی نهاد و از ابتدای دولت کیومرث تا
انتهای سلطنت خسرو پرویز در ترتیب یاد کرد و هر سخن در آنجا کور نبود از موبدان و
دانایان بپرسید و به آن ملحق گردانید و تاریخی جمع شد در غایت کمال.
پژوهشگرانی
چون دکتر ذبیحالله صفا در داستان دانشور دهقان تردید کردهاند.
بویژه که
فردوسی بارها به دهقانان به عنوان روایان داستانهای حماسی اشاره کردهاست و کمتر
این توهم پیش آمده که شخص خاصی به اسم دانشور دهقان راوی داستانهای پهلوانی بودهاست.
از دوست گرامی خود با نام وام گرفته شده «همنشین بهار» نوشتاری/
کتابی با عنوان « شاهنامه فردوسی تأملی عظیم است» را دریافت
کردم.
نوشته ایشان بدون هیچگونه دستکاری نعل به نعل و جزء به جزء آورده شده
است.
تنها نکاتی را که میتوان به آن اشاره داشت آن است که نوشته ایشان برای
انتشار در "وبلاگ" تنظیم گردید. لذا؛ صفحهبندی با نسخه اصلی متفاوت
است.
صفحهبندی/ اصلاح/ ویرایش/ پیرایش/ آرایش و پیوند نوشته/ کتاب با
«ویکی پدیا دانشنامۀ آزاد»، و
دیگر دگرگونیهای لازم در جهت چشمنوازی مطلب و کوشش در
جلوگیری از خستگی خوانندگان این کتاب در ارتباط مستقیم با تنظیم/ قالببندی آن با
محدودیتهای «وبلاگ» چالش برانگیز بود.
پایان بخش هفتم
امیدوارم اشتباهات غیرعمد توسط خوانندگان یادآوری و اصلاحات لازم
پیشنهاد گردد.
این کتاب در هفت بخش جداگانه نوشته شده است.
منابع و مأخذ در بخش (هشتم) ذکر شده است.
کامکار
2026/05/20
ادامه
دارد






هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر